شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
یدالله قطبی از فعالین کارگری سرشناس و عضو کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری و یکی از چهره های مورد اعتماد در سنندج که 40 سال از عمر 60 ساله خود را در راه تلاش برای احقاق حقوق کارگران و هم طبقه ای هایش صرف کرده، طی احضاریه ای که از طرف دادگاه انقلاب سنندج برای وی ارسال شده ،باید در تاریخ 22 تیر 1390 خود را به شعبه 2 این دادگاه معرفی نماید.

لازم به ذکر است ک نامبرده چند روز قبل از مراسم اول ماه مه به همراه سه تن دیگر از اعضای این کمیته به اداره اطلاعات احضار شدند و و پس از 12 روز بازداشت با قرار وثیقه های 50 و 30 میلیون تومانی از اداره اطلاعات آزاد شدند.

کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری ضمن محکوم کردن این اقدام دستگاه قضایی ،خواهان توقف بی چون و چرای پیگرد های امنیتی و قضایی علیه کارگران و فعالان کارگری و آزادی بی قید و شرط تمامی کارگران دربند می باشد

                                         

بر اساس گزارش رسیده، روز چهارشنبه ۴ خراد ماه ۹۰، افشین ندیمی از فعالین کارگری و عضو کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری، از زندان آزاد شد.


لازم به ذکر است که روز دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۸۹، افشین ندیمی جهت گذراندن  ۴ماه حبس، خود را به دادگاه شهرستان کامیاران معرفی کرد و سپس ماموران امنیتی او را به زندان مرکزی شهر سنندج انتقال دادند.

افشین ندیمی تابستان سال ۱۳۸۸ نیز دستگیر شد و به مدت ۲۸ روز  در بازداشت به سر برد. در دورانی که وی در بازداشتگاه به سر می‌برد، ۳ بار دادگاهی شد و آخرین بار توسط شعبه یک دادگاه انقلاب سنندج به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی از طریق نوشتن مقاله"، به ۴ ماه حبس تعزیری محکوم گردید.

قابل ذکر است که روز شنبه ۷ خرداد ماه، افشین ندیمی باید مجددا جهت تسویه حساب به زندان برگردد.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری ضمن تبریک آزادی افشین ندیمی، خواستار آزادی بدون قید و شرط کلیه فعالین کارگری دربند است.

 

قطعنامه مشترک به مناسبت روز جهانی کارگر - اول ماه مه2011 - 11 اردیبهشت 1390 چاپ ارسال به دوست

Imageاول ماه مه روز جهانی کارگر، روز اتحاد و اعتراض جهانی کارگران به ستم و نابرابری نظام سرمایه داری است. این روز یاد آور مبارزات کارگران جهان برای دستیابی به حقوق انسانی شان است. کارگران ایران همراه با کارگران جهان این روز را گرامی میدارند و هر ساله در اعتراض به شرایط غیر انسانی خود در این روز گرد هم آمده و به هر طریق برای بدست آوردن حقوق حقه خود فریاد بر می آورند.

قطعنامه مشترک به مناسبت روز جهانی کارگر - اول ماه مه2011 - 11 اردیبهشت 1390

اول ماه مه روز جهانی کارگر، روز اتحاد و اعتراض جهانی کارگران به ستم و نابرابری نظام سرمایه داری است. این روز یاد آور مبارزات کارگران جهان برای دستیابی به حقوق انسانی شان است. کارگران ایران همراه با کارگران جهان این روز را گرامی میدارند و هر ساله در اعتراض به شرایط غیر انسانی خود در این روز گرد هم آمده و به هر طریق برای بدست آوردن حقوق حقه خود فریاد بر می آورند.

شور و شعف و رزمندگی کارگران در روز اول ماه مه و اعتراض آزادانه میلیونی آنان به شرایط زندگی شان در اکثر نقاط دنیا در حالی جهان را به لرزه میاورد که کارگران ایران علاوه بر محرومیت از حقوق اجتماعی خود از قبیل بر پائی تشکل و اعتراضات خیابانی، هر روزه و هر لحظه در معرض شدیدترین تهاجمات به زندگی و معیشت خود قرار دارند. هر گونه اعتراض و حق خواهی کارگران با بازداشت و زندان پاسخ میگیرد، با طرح موسوم به هدفمند کردن یارانه ها که سرمایه داری حاکم با پشتیبانی نهادهای بین المللی سرمایه داری اجرای آن را آغاز کرده است در حال تباه کردن بیش از پیش زندگی و معیشت میلیونها خانواده کارگری هستند و کسی حق اظهار نظر آزادانه در این باره را ندارد، با افزایش سرسام آور قیمتهای انرژی و تعطیلی کارخانه ها هر روزه صد ها و هزاران کارگر به صف میلیونی بیکاران رانده میشوند و در همین حال بیمه بیکاری را بیش از پیش به ضرر کارگران تغییر میدهند، اقدام به اخذ فرانشیز در بیمارستانها و مراکز درمانی تامین اجتماعی از کارگران میکنند و معیارهای دیگری برای حقوق بازنشستگی می تراشند، بیمه کارگران ساختمانی را در هزارتوی راهروهای اداری ابتر میکنند و در حالی که اقدام به افزایش سرسام آور قیمتهای کالاهای اساسی کرده اند حداقل دستمزد کارگران را بطور توهین آمیزی 9 درصد افزایش میدهند.

از نظر ما همه اینها برای میلیونها خانواده کارگری مستاصل از تامین حداقل معیشت در شرایط کنونی، معنائی جز درماندگی بیشتر برای گذران زندگی و تحمیل فقر و فلاکتی روز افزون بر آنها ندارد. اما ما کارگران نظاره گر مرگ تدریجی خود و همسر و فرزندانمان نخواهیم شد، ما تعرض هر روزه به زندگی و معیشت خود را بر نخواهیم تافت و متحد و یکپارچه در مقابل فقر و فلاکت و بی حقوقی اجتماعی تحمیل شده بر خود ایستادگی خواهیم کرد. در این راستا ما کارگران ایران با ابراز انزجار از وضعیت موجود، همگان را در تمامی نقاط کشور به طرح متحدانه و سراسری خواستها و مطالبات شان فرا میخوانیم و در شرایط حاضر خواهان تحقق بی درنگ مطالبات زیر هستیم:

1- آزادی بی قید و شرط برپایی تشکل های مستقل کارگری، اعتصاب، اعتراض، راهپیمائی، آزادی احزاب، تجمع و آزادی بیان و مطبوعات حق مسلم ما است و این خواسته ها باید ضمن برچیده شدن کلیه نهادهای دست ساز دولتی از محیطهای کار و زندگی، به عنوان حقوق خدشه ناپذیر اجتماعی کارگران و عموم مردم ایران به رسمیت شناخته شوند.

2- ما جامعه ای را که اقلیتی صاحب ثروت وسرمایه های کلان باشند واکثریتی هم نان شب نداشته باشند بر نخواهیم تافت. از نظر ما افزایش 9 درصدی دستمزدها بویژه با توجه به اجرای طرح قطع یارانه ها و افزایش سرسام آور هزینه های زندگی اهانت به منزلت انسانی و حق حیات کارگران است. ما تعیین چنین سطح دستمزدی را تحمیل بیش از پیش فقر و فلاکت مطلق بر میلیونها خانواده کارگری میدانیم و با رد شیوه کنونی تعیین دستمزدها مصرانه خواهان توقف اجرای طرح قطع یارانه ها و تعیین دستمزدها توسط نماینده های واقعی کارگران بر اساس بالاترین استانداردهای زندگی بشر امروز هستیم.

3- ما خواهان محو قراردادهای موقت و سفید امضاء، بر چیده شدن شرکتهای پیمانکاری و انعقاد قرارداد مستقیم و دسته جمعی، تامین امنیت شغلی کارگران و رعایت بالاترین استاندارد های بهداشت و ایمنی در محیطهای کار و زندگی هستیم

4- دستمزدهای معوقه کارگران باید فورا و بی هیچ عذر و بهانه ای پرداخت شود و عدم پرداخت آن بایستی به مثابه یک جرم قابل تعقیب قضائی تلقی گردد و خسارت ناشی از آن به کارگران پرداخت شود

5- اخراج و بیکار سازی کارگران به هر بهانه ای باید متوقف گردد و تمامی کسانی که بیکار شده و یا به سن اشتغال رسیده اند باید تا زمان اشتغال به کار از بیمه بیکاری متناسب با یک زندگی انسانی برخوردار شوند

6- به رغم اینکه سازمان تامین اجتماعی با دسترنج و پول کارگران به یکی از نهادهای دارای ثروت نجومی در ایران تبدیل شده است اما این سازمان با قرار گرفتن در چرخه سود و سودآوری سرمایه تنها به فکر کاهش خدمات درمانی و دریافت فرانشیز از کارگران بیمار است. ما بیمه های تامین اجتماعی را حق مسلم تمامی آحاد جامعه میدانیم و خواهان اداره این نهاد بدست نماینده های منتخب کارگران در سراسر کشور هستیم.

7- ما ضمن محکوم کردن هر گونه تعرض به اعتراضات کارگری و مردمی، خواهان لغو مجازات اعدام و آزادی فوری و بی قید و شرط کلیه کارگران زندانی و دیگر جنبش های اجتماعی از زندان و توقف فوری پیگرد های قضایی علیه آنان و بر چیده شدن فضای امنیتی موجود هستیم

8- ما خواهان لغو کلیه قوانین تبعیض آمیز نسبت به زنان و تضمین برابری کامل و بی قید و شرط حقوق زنان و مردان در تمامی عرصه های زندگی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و خانوادگی هستیم

9- ما خواهان برخورداری تمامی بازنشستگان از یک زندگی مرفه و بدون دغدغه اقتصادی و رفع هرگونه تبعیض در پرداخت مستمری بازنشستگان و بهره مندی آنان از تامین اجتماعی و خدمات درمانی هستیم

10- کار کودکان باید ملغی گردد. برخورداری کودکان و والدین آنها از تامین اجتماعی گسترده و کامل، امکانات آموزشی رفاهی و بهداشتی یکسان و رایگان جدا از موقعیت اقتصادی و اجتماعی خانوادگی شان، نوع جنسیت و وابستگی های ملی و ن‍‍ژادی و مذهبی می بایدبرسمیت شناخته شود.

11- ما دگرگونی خواهی را حق مسلم تمامی انسانها در سرتاسر جهان میدانیم و با حمایت قاطعانه از مبارزات و اعتراضات مردمی در تمامی کشورهای خاورمیانه، هر گونه سرکوب اعتراضات مردمی و بند و بست دولتها برای سمت و سو دادن به تغییرات از بالای سر مردم و دست اندازی و دخالت از سوی آنها در سرنوشت مردم کشورهای خاورمیانه را قویا محکوم میکنیم

12- ما بخشی از کارگران جهان هستیم و اخراج و تحمیل هرگونه تبعیض بر کارگران مهاجر افغانی و سایر ملیتها را به هر بهانه ای محکوم میکنیم

13- ما ضمن قدردانی از تمامی حمایت های بین المللی کارگری و مردمی از مبارزات کارگران در ایران و حمایت قاطعانه از اعتراضات و خواسته های کارگران در سراسر جهان خود را متحد آنان می دانیم و بیش از هر زمان دیگری بر همبستگی بین المللی کارگران برای رهایی از مشقات نظام سرمایه داری تاکید می کنیم

14- اول ماه مه باید تعطیل رسمی اعلام گردد و در تقویم رسمی کشور گنجانده شود و هر گونه ممنوعیت و محدودیت برگزاری مراسم این روز ملغی گردد

زنده باد اول ماه مه

زنده باد همبستگی بین المللی کارگران

1 مه 2011 - 11 اردیبهشت1390

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

اتحادیه آزاد کارگران ایران

هیئت بازگشایی سندیکای کارگران نقاش و تزئینات ساختمان

هیئت بازگشائی سندیکای فلز کار مکانیک

کانون مدافعان حقوق کارگر

کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری


 

روز دوشنبه 89/12/9 افشین ندیمی عضو کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری،جهت گذراندن 4 ماه حبس ،خود را به دادگاه شهرستان کامیاران معرفی کرد . دادگاه  شهرستان کامیاران نیز  او را روانه زندان مرکزی سنندج کرد . 

لازم به ذکر است افشین ندیمی تابستان سال 1388 دستگیر شد ودر طول  28 روز  بازداشتی که  به سر برد  در طول این مدت 3 بار دادگاهی شد و آخرین بار توسط شعبه یک دادگاه انقلاب سنندج به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق نوشتن مقاله به 4 ماه حبس تعزیری محکوم گردید. 

 کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگر ضمن محکوم کردن این حکم برای این فعال کارگری ،خواهان آزادی تمامی زندانیان سیاسی در بند می باشد . 


کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری 

10   اسفند  1389

 

همایش " کودکان قربانیان فقر و خشونت " مورد استقبال مردم و تشکل ها در شهر کامیارن قرار گرفت.

روز سه شنبه 20 اردیبهشت 84، همایش با سرود و شادی گروهی از کودکان آغاز شد، محل همایش سر شار از شادی و شوق عموم مردمی بود که به فراخوان کانون دفاع از حقوق کودکان آمده بودند تا از کودکان دفاع کنند، به بانیان فقر و خشونت اعتراض کنند.

این مردم گرد هم آمدند که بگویند " اول کودکان ، کودکان با ید در کانون توجه قرار گیرند، کودکان زندگی می خواهند شادی می خواهند، ستم و خشونت بر کودکان ممنوع !

بعد از سرود و رقص گروههای کودک و نوجوان که با تشویق و شادی شرکت کننده گان همراهی شد . مجری برنامه در اقدامی بسیار جالب و دیدنی اعلام کردند: که ما برای همه ی کودکانی که تا به امروز برایشان جشن تولّدی برگزار نشده است جشن تولد میگیریم .این جشن تولد همه ی کودکان بینوا است. این خبر با استقبال و خوشحالی همه کودکان و مردم حاضر مواجه شد . کیکی آذین شده که روی آن شمعی قرار داده بودند به محل همایش آورده شد . یکی از کودکان شمع را بر افروخت و مراسم شادی و رقص کودکان آن را به یک جشن زیبا و بیاد ماندنی مبدل کرد.

سپس آقای آزاد زمانی با ادای احترام و یادی از مصطفی محمدی فعال اجتماعی و شخصیت سرشناس و محبوب مردم کامیاران، در مورد موضوع سمینار سخنرانی کردند . ایشان در پایان سخنرانی به آقای جبار شافعی زاده نویسنده ادبیات کودکان به خاطر دریافت لوح تقدیر شورای کتاب و جایزه هانس آندرسن کریستین تبریک گفتند.

گروه موسیقی آقایان کیهان واضحی و ایرج صادقی قطعاتی از آهنگ کودکان خیابانی , بچه های کوچه و خیابان را نواختن. در طول برنامه این هنرمندان خوش سلیقه و پرشور با موسیقی شاد و متنوع مراسم را شادابی می بخشیدند.مجری برنامه در میان هر برنامه و سخنرانی ، موادی از مطالبات جنبش دفاع از حقوق کودک را بیان میکرد حاضرین با کف زدن تایید و تشویق می نمودند.

گروهی از کودکان تئاتری طنز آمیز را به نمایش گذاشتند که تلفیقی از رقص و دیالوگ کودکانه بود که سنت های ارتجاعی را به نقد می کشید. این نمایش بسیار زیبا و دیدنی همه ی حضار را تحت تاثیر خود قرار داد و شادی تمام سالن را فرا گرفت .

آقای قاسم ویسی دبیر کانون در شهر کامیاران با سرودن شعر بچه های اعماق سخنرانی خود را آغاز کردند عنوان سخنرانی ایشان " بی بهره گان از زندگی واماندگان کودکی " بود که چندین بار در حین سخنرانی به معنای تایید مورد تشویق قرارگرفتند.

خانم دیبا علیخانی در میان تشویق همگانی در پشت تریبون قرارگرفتند و سخنرانی خود را با موضوع : سیستم آموزشی نا کارآمد و تاثیر آن بر زندگی کودکان، ایراد کردند .

آقای صابر آریا، مقاله ای با موضوع فقر و محرومیت کودکان ارائه دادند و به تجزیه و تحلیل اقتصادی اجتماعی و سیاسی پرداخته و نظام سرمایه داری را مورد نقد قراردادند.

آقای وریا زمانی مقاله ای با عنوان کار کودک ارائه دادند که سکوت محافل فرهنگی را در این با ره به نقد کشید .وریا زمانی سالها ی کودکی خود را در کارگاهها سپری کرده است و از فعالان حقوق کودک است .

پس از یک موسیقی شاد آقای پیمان نودینیان سخنرانی خود را با عنوان سیستم آموزش و پرورش طبقاتی ، فقر و زندگی کودکان ارائه دادند از مردم خواست که صفوف جنبش دفاع از حقوق کودک را تقویت کنند وبه اتفاق کانون دفاع از حقوق کودکان برای امروز و فردای بهتر کودکان تلاش کنیم.

آرش کما نگر دانشجوی جوان شعری را با عنوان " روشنایی یک مرگ سیاه " خواندند . ایشان در حین خواندن شعر بارها و بارها مورد تشویق قرار گرفتند.

ناصر کما نگر یکی از فعالین کانون دفاع از حقوق کودکان شهر کامیاران مقاله ای تحت عنوان کار کودکان ؛ فقر و خشونت اجتماعی ارئه دادند . ناصر به ابعاد فجیع کودک آزاری و خشونت و زندگی تلخ کودکان کار پرداخت و نظام سرمایه داری را بانی این فلاکت ها و خشونت ها تعریف و به نقد کشید. که با تشویق گرم حاضرین مورد استقبال قرارگرفت.

گروه موسیقی جوانان کامیاران آقایان اسدی و ساعدی برای شرکت کننده گان همایش و کودکان و نوجوانان موسیقی و آواز شاد اجرا کردند که باعث خوشحالی همه و شادابی در این تجمع شد.

آقای جبار عبد الهی عضو فعال کانون دفاع از حقوق کودکان شهر کامیاران مقاله ای با موضوع کودک کار؛ فقر و نابرابری خواندن که با تشویق روبرو شد.

خانم لیلا کمانگر پیامی از طرف جامعه حمایت از زنان کامیاران و در محکومیت کار کودک و پشتیبانی از همایش قرائت کردند.

خانم پریسا قیصوندی نوجوان کامیارانی و عضو کانون شعری با عنوان آرزوهای کودکانه خواندند .

خانم هانا کلامی معلم مدارس کودکان استثنایی عضو هیئت مدیره جامعه حمایت از زنان و عضو کانون دفاع از حقوق کودکان یک مقاله علمی ، تحقیقی و انتقادی درمورد کودکان معلول و استثنایی و نگاه عامیانه به آنها ایراد کردند محتوای عمیق و لحن بیان مطالب خانم کلامی در جمع حاضر چنان تاثیری کرد که بسیاری از حاضرین به گریه افتادند. بحث هانا کلامی مورد تشویق مکرر قرار گرفت.

حسین کمانگر شعری کوتاه درمورد کودکان سرودن و سپس آهنگی بخش شد.

حسین محمدی مقاله ای با عنوان محرومیت کودک از دید گاه دینی ارائه داد .

آقای جلیل آزادیخواه از هفته نامه آسو ضمن تبریک به برگزار گننده گان این همایش مطالبی درمورد تبعیض فرهنگی و لزوم آموزش زبان مادری ارائه دادند

آقای رضا حسام شریعتی کارشناس و غضو کانون دفاع از حقوق کودکان سخنرانی خود را در مورد ارزیابی و نتیجه گیری از تحرکات جنبش دفاع از حقوق کودک با عنوان گل طلای دقیقه نود برای کودکان ارائه دادند.

قطع نامه پایانی این گردهمایی توسط خانم هانا کلامی که بند به بند از تریبون ایراد شد که با تشویق گرم شرکت کننده گان سمینار مورد تایید و تصویب قرار گرفت. در پایان شرکت کننده گان برای چندین لحظه متمادی و بدون وقفه همایش و قطع نامه را مورد حمایت قراردادند.

چندین پلاکارد و دهها بروشور با مضامینی در فاع از حقوق کودک و مطالبات جنبش دفاع از حقوق کودک ، آموزش و مددکاری توسط کمیته ها ی تخصصی و تبلیغی کانون در محل مراسم نصب و در میان مردم توزیع شد.

لازم به توضیح است که بسیاری از فعالین انجمنها و تشکل های مردمی در این مراسم شرکت کرده بودند.

برگزاری موفق این همایش ، حضور پر شور مردم شهر کامیاران باعث خوشحالی مردم دیگر شهرها شد اخبار این گردهمایی باشکوه و بزرگ توسط مردم به دیگر شهرها و محافل خبری با علاقه و شوق هنوز در جریان است.



 



برگزاری مراسم 8 مارس در شهرستان مهاباد

 

روز جمعه ۱۳ اسفند ماه ۱۳۸۹ جمعی از فعالین جنبش زنان و جنبش کارگری و اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری در شهر مهاباد در گرامیداشت روز زن، مراسمی را برگزار کردند.

این مراسم از ساعت ۳ بعد از ظهر شروع و تا ساعت ۶ ادامه داشت. مراسم با سرود انترناسیونال سرود همبستگی طبقه کارگر شروع شد سپس به یاد جانباختگان راه آزادی و برابری یک دقیقه سکوت اعلام گردید.

مراسم با خواندن یک قطعه شعر انقلابی ادامه پیدا کرد و سپس تاریخچه 8 مارس توسط یکی از حاضرین خوانده شد.

در ادامه مراسم، یکی از اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری در رابطه با اهمیت برگزاری مراسم ۸ مارس و نیز موقعیت کنونی جنبش زنان سخنانی ایراد کرد.

به دنبال، دو مقاله تحت عناوین "زنی به نام کلارا" و "زندگینامه رزا لوگزامبورگ" توسط یکی دیگر از اعضای کمیته هماهنگی قرائت گردید و سپس یکی دیگر از عضای این کمیته، نظرات خودش را در باره شیوه مراسم عنوان کرد.

در پایان، قطعنامه کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگر ی در گرامیداشت ۸ مارس خوانده شد که مورد استقبال و تشویق حاضران قرار گرفت.

مراسم با بحث آزاد و در میان شادی و شوق حاضرین و پخش شیرینی و پخش تراکتهای اساسنامه کمیته هماهنگی و تاریخچه ۸ مارس و قطعنامه سال ۱۳۸۹ به پایان رسید.




کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

۱۴/ ۱۲ / 89

 

 در پی حادثه دلخراش در ایران خودرو و جان باختن و زخمی شدن تعدادی از کارگران این کارخانه ، "نجم الدین" مدیرعامل شرکت ، در مقابل اعتراض کارگران ، خود را مجبور به پاسخگویی دید . قدرمسلم اینکه فشار و اتحاد کارگران در یک چنین شرایط حاد و بحرانی ای ، می تواند کم و بیش برخی از خواست ها و مطالبات  کارگران را در دستور کار گذاشته و آن ها را به شکل جدی تر و مصمم تری برای به کرسی نشاندن آن ها ترغیب نماید .

ادامه مطلب ...


تاریخچه ۸ مارس

 در هشتم مارس ۱۸۵۷، زنان کارگر کارگاه‌های پارچه‌بافی و لباس دوزی در نیویورک آمریکا به خیابان‌ها ریختند و خواهان افزایش دستمزد، کاهش ساعات کار و بهبود شرایط بسیار نامناسب کار شدند. این تظاهرات با حمله پلیس و کتک‌زدن زنان برهم خورد.

سال ۱۹۰۷ در دوره‌ای که مبارزات زنان برای تأمین حقوق سیاسی و اجتماعی اوج گرفته بود، بمناسبت پنجاهمین سالگشت تظاهرات نیویورک در هشتم مارس، زنان دست به تظاهرات زدند. ایده انتخاب روزی از سال به‌عنوان «روز زن» نخستین بار در جریان مبارزه زنان نیویورک با شعار "حق رای برای زنان" مطرح شد. دو هزار زن تظاهر کننده در ۲۳ فوریه ۱۹۰۹ پیشنهاد کردند که هر سال در روز یکشنبه آخر فوریه، یک تظاهرات سراسری در آمریکا بمناسبت «روز زن» برگزار شود.

 در سال ۱۹۱۰، "دومین کنفرانس زنان سوسیالیست" که کلارا زتکین از رهبران آن بود، به مسئله تعیین "روز بین المللی زن" پرداخت. زنان سوسیالیست اتریشی قبلا روز "اول ماه مه" را پیشنهاد کرده بودند. اما اول ماه مه، جایگاه و مفهومی داشت که می‌‌توانست اهمیت و جایگاه مبارزه مشخص بر سر مسئله زن را تحت الشعاع قرار دهد. زنان سوسیالیست آلمان، روز ۱۹ مارس را پیشنهاد کردند. مناسبت این روز، مبارزات انقلابی در سال ۱۸۴۸ علیه رژیم پادشاهی پروس بود که به عقب نشینی لفظی حکومت در نوزدهم مارس همان سال، منجمله در مورد مطالبات زنان، انجامید.

 "دومین کنفرانس زنان سوسیالیست" تاریخ برگزاری نخستین مراسم «روز زن» را ۱۹ مارس ۱۹۱۱ تعیین کرد. تصمیم گیری قطعی برای تعیین «روز جهانی زن» به بعد موکول شد. بعد از انتشار قطعنامه کنفرانس در مورد تعیین «روز جهانی زن»، انترناسیونال دوم از این تصمیم حمایت کرد، و نخستین تشکیلاتی بود که این روز را برسمیت شناخت.

۱۹ مارس ۱۹۱۱ خیابانهای آلمان، اتریش، سوئیس و دانمارک با مارش زنان به لرزه در آمد. شمار زنان تظاهر کننده در اتریش به ۳۰ هزار نفر می‌‌رسید. نیروهای پلیس به تظاهرات حمله بردند و به زدن زنان پرداختند و گروهی را دستگیر کردند.

 سال ۱۹۱۳ "دبیرخانه بین المللی زنان" (یکی از نهادهای انترناسیونال سوسیالیستی دوم)، هشتم مارس را با خاطره مبارزه زنان کارگر در آمریکا، به‌عنوان «روز جهانی زن» انتخاب کرد. در همان سال، زنان زحمتکش و زنان روشنفکر انقلابی در روسیه تزاری و در سراسر اروپا، مراسم «۸ مارس» را بشکل تظاهرات و میتینگ برگزار کردند.

در سال ۱۹۱۴ جنگ جهانی اول درگرفت. در اروپا که مرکز جنگ بود، زنان انقلابی تلاش کردند تظاهرات ۸ مارس ۱۹۱۵ و ۱۹۱۶ را تحت شعار مرکزی "علیه جنگ امپریالیستی" برگزار کنند. در کشورهای درگیر جنگ، طبقات مختلف به موافقان و مخالفان جنگ تقسیم شده بودند و انشعاب در صفوف جنبش زنان، مانع از برگزاری سراسری و گسترده «روز جهانی زن» شد.

 در سال ۱۹۱۷ تظاهرات زنان کارگر در پتروگراد علیه گرسنگی و جنگ و تزاریسم، بانگ آغازین انقلاب روسیه بود. کارگران شهر در پشتیبانی از این تظاهرات، اعلام اعتصاب عمومی کردند. ۸ مارس ۱۹۱۷ به یک روز فراموش نشدنی در تاریخ انقلاب روسیه تبدیل شد.

 سال ۱۹۲۱، "کنفرانس زنان انترناسیونال سوم کمونیستی" در مسکو برگزار شد. در آن کنفرانس، روز ۸ مارس به‌عنوان «روز جهانی زن» بتصویب رسید. کنفرانس، زنان سراسر دنیا را به گسترش مبارزه علیه نظم موجود و برای تحقق خواسته هایشان فرا خواند. از اواسط دهه ۱۹۳۰، دنیا یک بار دیگر بسوی جنگ جهانی جدید روان شد. برگزاری تظاهرات «روز جهانی زن» در کشورهایی که تحت سلطه فاشیسم بودند، غیر قانونی اعلام شد. علیرغم این ممنوعیت، در هشتم مارس ۱۹۳۶، زنان در برلین تظاهرات کردند. در همان روز، اسپانیای فاشیست شاهد تظاهرات هشتم مارس در مادرید بود. ۳۰ هزار زن کمونیست و جمهوریخواه، شعار "آزادی و صلح" سر دادند. در پی جنگ جهانی دوم، انقلابات و جنبشهای رهایی‌بخش در کشورهای چندی درگرفت. چین با شمار عظیم زنان و مردانش در زمانی کوتاه گامهای بزرگی در جهت رهایی زنان به پیش برداشت. در آن سال‌ها، عمدتاً دولت‌ها و تشکیلات مترقی و انقلابی در بر پایی «روز جهانی زن» می‌کوشیدند.

 در دهه ۱۹۶۰، در کشورهای آسیا و افریقا و آمریکای لاتین جنبشهای رهایی‌بخش بپا خاسته بود. در کشورهای سرمایه‌داری پیشرفته نیز جنبشها و مبارزات انقلابی و ترقیخواهانه بالا گرفته بود و جنبش رهایی زن نیز اوج و گسترشی چشمگیر یافت. در آمریکا و اروپا، زنان علیه سنن و قیود و قوانین مردسالارانه و احکام اسارت بار کلیسایی بپا خواستند. در جنبش زنان موضوعاتی نظیر حق طلاق، حق سقط جنین، تامین شغلی، منع آزار جنسی، ضدیت با هرزه‌نگاری، کاهش ساعات کار روزانه و غیره مطرح شد. این جنبش موفق شد در برخی از این زمینه‌ها پیشروی کند.

 در تظاهرات هشتم مارس ۱۹۶۹ زنان در دانشگاه برکلی در آمریکا گرد آمدند و علیه جنگ در ویتنام تظاهرات کردند.

 در سال ۱۹۷۵   سازمان ملل  هشتم مارس را به‌عنوان «روز جهانی زن» برسمیت شناخت. بعد از خاتمه جنگ جهانی دوم و بالاخص از اواخر دهه ۱۹۷۰، با توسعه سرمایه‌داری به کشورهای عقب مانده، بخش‌های بزرگ‌تری از زنان درگیر کار و تحصیل گشتند. در عین حال، زنان همچنان در جامعه موقعیتی درجه دوم داشته و اسیر نظام مردسالار بودند. این تناقض، مسئله زن را حادتر و انفجاری تر کرد

 

 " کمیته دفاع از بهنام ابراهیم زاده "

 

با خبر شدیم که خانواده گرامی کارگر زندانی ، اسعد ابراهیم زاده ( بهنام )  به نام های رحمان ابراهیم زاده ، عایشۀ مدرسی ،موسی ابراهیم زاده ،عیسی ابراهیم زاده ،پریزاد خسروی ،چیمن ملایی و زبیدۀ حاجی زاده ، در اعتراض به دستگیری و محکومیت بسیارسنگین وغیرانسانی این فعال مخلص و صدیق جنبش کارگری و مدافع حقوق کودکان و همچنین تلاش برای آزادی بدون قید و شرط او ــ که تنها به جرم دفاع از حقوق و منزلت انسانی کارگران و کودکان محروم و بی پناه جامعه ، از سوی شعبۀ 15 دادگاه انقلاب ، به بیست سال زندان محکوم شده است ــ اقدام به ایجاد کمیته ای با نام " کمیتۀ دفاع از بهنام ابراهیم زاده " نموده اند .

 خانواده محترم این عزیز، همچنین در این رابطه ، از همۀ تشکل های کارگری و همۀ انسان های با وجدان ، آزادی خواه و برابری طلب جامعه ، به ویژه کارگران و فعالان جنبش کارگری و دیگرجنبش های اجتماعی تقاضا کرده است تا ضمن پیوستن به این " کمیته " و اعتراض به دستگیری و محکومیت زندان این فعال کارگری و حقوق کودک ، به هر شکل که می توانند از این اقدام آزادی خواهانه و انسانی ، حمایت کرده و به آن یاری رسانند .

" کمیتۀ هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری " و اعضا و فعالین آن ، وظیفۀ انسانی و طبقاتی خود می دانند تا ضمن اعتراض به دستگیری و محکومیت سنگین ، ظالمانه و غیرانسانی این فعال کارگری و  اعلام پشتیبانی از این حرکت و این " کمیته "، ( کمیتۀ دفاع از بهنام ابراهیم زاده ) خانوادۀ گرامی و زحمتکش این عزیز کارگر را در این امر خطیر و انسانی و این تظلم خواهی طبقاتی ، یاری نموده و در حد توان صدای رسای آنان ، برای افشای این ظلم بین و آشکار باشند . 

  

" کمیتۀ هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری "

 

12 / 11 / 89

روز جمعه  11/8/ 89 به مناسبت یاد بود کشتار کارگران خاتون آباد ،اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری در میان جمعیت زیادی از کوهنوردان سنندج به پخش تراکت و بیانیه کمیته در سال یاد  این کارگران پرداختند که  همراه با استقبال گرم کوهنوردان ، به عکس وفیلم گرفتن از پلاکارد و خواندن تراکت ها و بیانیه منجر شد.                                                    

در دامنه آبیدر نیز جمعی از اعضای کمیته و کارگران و فعالین کارگری به یاد گارگران جان باخته  خاتون آباد  مراسمی را در ساعت 9 برگزار کردند .مراسم با خواندن  سرود انترناسیونال، سرود همبستگی جهانی طبقه کارگر آغاز شد، سپس یک دقیقه سکوت اعلام شد به یاد کارگران جان باخته  خاتون آباد و برنامه  ادامه یافت با سخنرانی یکی از حاضران در مورد وضعیت طبقه کارگرایران  و نابرابری های موجود و تاکید شد به  اهمیت تلاش برای ایجاد همبستگی طبقاتی در بین کارگران  . در انتها نیز  بیانیه کمیته هماهنگی به مناسبت یاد بود کشتار کارگران خاتون آباد خوانده شد ومراسم با خواندن  شعرهایی با مضامین کارگری از طرف دو نفر از شرکت کنندگان  به  پایان رسید .

  


 

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

9 بهمن 1389

www.khamahangi.com

komite.hamahangi@gmail.com

 

 

روز دوشنبه 4 بهمن مصادف با سالگرد کشته شدن کارگران مس خاتون آباد ،  ساعت 3 بعد از ظهر، در شهرستان مهاباد مراسمی با حضور جمعی از فعالین کارگری برگزار گردید.
در ابتدای برنامه سرود انترناسیونال ، سرود همبستگی طبقه کارگر توسط شرکت کنندگان خوانده شد . پس از آن یک  دقیقه سکوت به یاد جانباخته گان راه آزادی طبقه کارگر اعلام شد و در ادامه  یکی از رفقا سخنرانی  با  موضوع ، یاد جان باخته گان کشتار خاتون آباد و موقعیت کنونی جنبش کارگری ایراد نمودند . همچنین برنامه همراه بود با خواندن شعر و سرود هایی از طرف شرکت کنندگان


 

طی یک ماه گذشته کارفرمایان شرکت کشت و صنعت مهاباد اقدام به تعدیل نیرو نموده و بیش از 30 نفر از کارگران خود را اخراج نموده است که بالغ بر  20 نفر از این کارگران بین 5 تا 10 سال سابقه کار در این شرکت را داشتند .

کشت و صنعت مهاباد یکی از بزرگترین مجتمع‌های تولیدی موجود در منطقه مهاباد است که تولیدات آن شامل مرغ مادر، مرغ گوشتی و جوجه یک روزه میباشد. همچنین بزرگترین کشتارگاه مرغ، گاو و گوسفند منطقه در این شرکت قرار دارد.

هر چند طی نیمه اول سال 89 شرکت مذکور ، از طرف بانک کشاورزی بیش از 5 میلیارد تومان وام جهت ساماندهی و ارتقا سطح کیفی کارخانه دریافت نموده است ، اما با این وجود ، روز به روز فشار بر کارگران را افزایش داده ودر حال حاضر  نبود امنیت شغلی یکی از بزرگترین مشکلاتی است که کارگران با آن درگیر هستند . به گفته یکی از این کارگران ، اگر طی روز های آینده کارفرمایان نسبت به جوجه ریزی واحد 2 شرکت اقدام ننمایند ، روز های آتی شاهد موج وسیعتری از اخراج کارگران خواهیم بود .

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

4 بهمن 1389

www.khamahangi.com

komite.hamahangi@gmail.com

 بنابر خبر رسیده امروز 1389/11/4 مراسمی به مناسبت سالیاد کشتار کارگران مس خاتون آباد و همچنین در محکومیت  بازداشت و زندانی کردن فعالین کارگری ،در شهرستان کامیاران برگزار شد.  مراسم با یک دقیقه سکوت به یاد جانباختگان راه سوسیالیزم آغازشد و پس از آن برنامه بدین شرح ادامه یافت :  سرود انترناسیون - شعر - مقاله از طرف یکی از شرکت کنندگان - شعر- سخنرانی یکی از فعالین کارگری درباره موقعیت طبقه کارگر در ایران و در انتها  بحث آزاد . مراسم در میان شور و اشتیاق شرکت کنندگان پایان یافت .

در روزهای پایانی دی ماه سال ۱۳۸۲، جمعی از کارگران مس خاتون‌آباد ، اعتراض‌های گسترده‌ای را به دلیل اخراج خود توسط کارفرمایان، آغاز کردند. اما پس از گذشت یک هفته از شروع اعتراضات ، هیچ پاسخی از طرف صاحبان سرمایه به آنان داده نشد. بنا بر این در روز چهارم بهمن، با خواست دفاع از حق کار و امنیت شغلی کارگران و استخدام رسمی و دائم آنان ، به سوی فرمانداری شهر بابک به راه افتادند. اما مقام‌های مسئول به جای پاسخ گویی به خواست انسانی و مسلم آنان ، فرمان حمله به کارگران را صادر کردند و با کمک نیروهای انتظامی و امنیتی آنان را از زمین و هوا مورد تهاجم و رگبار گلوله قرار دادند و به خاک و خون کشیدند . در این تهاجم وحشیانه و ضد انسانی  ، که در آن بیش از 200 نفر از کارگران ، به همراه  خانواده‌های‌شان شرکت داشتند، چهار کارگر به نام های ریاحی، ‌جاویدی‌، مهدوی و مومنی و یک دانش‌آموز به نام پورامینی ، جان خود را از دست داده و جمع زیادی نیز زخمی و بازداشت شدند.

هم اکنون بیش از هفت سال از آن واقعۀ دهشتناک و کشتار بیرحمانه می گذرد ، اما مقام‌های قضایی ، نه تنها هیچ عکس العملی در این مورد نشان نداده اند ، بلکه عملا  پیگیری این قضیه و معرفی مجریان و آمرین این اقدام فجیع و ضد انسانی را به باد فراموشی و نسیان سپرده  و به کلی از یاد برده اند . علاوه بر این ، در طول این مدت ، نه تنها از میزان مصائب و مشکلات کارگران و گستردگی اخراج ها و بیکارسازی آنان ، کم نشده ، بلکه به نحو آشکار و چشمگیری بر شدت و حدت آن افزوده شده است .

کارگران معدن مس خاتون آباد کرمان ، امروزه یاد جان باختگان و همکاران دلاور و حق طلب خود را در شرایطی گرامی می‌دارند که بخش‌های وسیعی از طبقۀ کارگر ایران ، همچنان زیر سایه‌ی شوم و نکبت بار انواع فشارها و معضلات ِ اهدایی نظام سرمایه داری ، همچون سطح نازل دستمزدها و تأخیر در پرداخت آن ها  برای ماه های متمادی ، رواج قراردادهای موقت و اسارت بار کار در میان بخش های وسیعی از این طبقه و در این رابطه اخراج و بی کارسازی گسترده و بی سابقۀ کارگران و تعطیلی محل ها و مراکز کار و زیست آنان ، سلب آزادی های دموکراتیک و سیاسی کارگران و دیگر اقشار اجتماعی و درهمین رابطه ترویج بگیر و ببند و اختناق و سرکوب  تحرکات و فعالیت های حق طلبانه و انسانی آنان و . . .  قرار داشته و بیش از پیش نگران حقوق از دست رفته و امنیت شغلی و معیشتی خود و خانواده های‌ شان می باشند.

 

آری هفت سال از سرکوب یکی از خواست های مسلم و برحق کارگران در خاتون‌آباد کرمان می‌گذرد، اما کارگران ایران همچنان از حقوق اولیه و برسمیت شناخته شده‌ای چون حق اعتصاب و حق ایجاد تشکل های مستقل کارگری محروم هستند و اجازه برگزاری آزادانه مراسم اول ماه مه ، روز جهانی کارگر را ندارند . تعداد زیادی از کارگران ، به همراه نمایندگان خود و فعالان کارگری ، صرفاً به جرم دفاع از حقوق و خواست های مسلم کارگران در زندان بسر می‌برند ، و این ها تماماً در شرایطی است که صاحبان سرمایه ، از همۀ جناح ها و باندهای آن با همۀ ظرفیت‌ و امکانات لازم ، برای استثمار هرچه بی رحمانه تر طبقۀ کارگر ، جهت دست یابی به انباشت پایان ناپذیر سرمایه و سود های بی حساب و افسانه ای ، قد برافراشته و همۀ توان و قدرت خود را در این راه به خدمت گرفته است .

ما ضمن گرامی‌داشت یاد و خاطره این کارگران و این انسان‌های شریف و زحمتکش، در هفتمین سالگرد جان باختن آنان ، اکیداً خواهان پایان دادن به هر گونه سرکوب و اختناق و احضار و تهدید و زندانی کردن کارگران و نمایندگان آن ها و فعالین کارگری ، به بهانه‌های امنیتی هستیم . اعتراض به شرایط فلاکت‌باری که صاحبان سرمایه و نظام سرمایه‌داری برای کارگران رقم زده است، حق مسلم و بدیهی کارگران است. ما همچنین به همراه دیگر کارگران ایران، خواهان افزایش دستمزدهای کارگران و پرداخت حقوق‌های معوقۀ آنان ، لغو قراردادهای موقت کار و داشتن حق آزادی اعتصاب و حق ایجاد تشکل مستقل کارگری و برخورداری از سایر حقوق و آزادی های دموکراتیک و سیاسی همچون حق آزادی بیان و اندیشه و نشر و حق تجمع و تحصن و راهپیمایی و . . . و برخورداری از جهانی برابر و به دور از همه‌ی مصائب و معضلات نظام  سرمایه داری هستیم و برای آن تلاش و مبارزه می کنیم .

 کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری   

سوم بهمن۱۳۸۲

 

در تاریخ ۸۹/۳/۲۲اسعد ابراهیم زاده (بهنام) کارگر پارسیان لوله واقع در جاده قدیم تهران - قم به جرم دفاع ازحقوق کارگران و کودکان از طرف دولت دستگیر ودر زندان اوین در بند ۳۵۰ به سر می برد. بعد از چند بار محاکمه سرانجام این فعال کارگری به بیست سال زندان محکوم شده است  ما خانواده اسعد ابراهیم زاده (بهنام) از این تاریخ   ۸۹/۱۰/۲۶  اقدام به تشکیل کمیته ای به نام دفاع از حقوق بهنام ابراهیم زاده می کنیم . لذا از کلیه کارگران ، معلمان ، دانشجویان ، پرستاران ، نویسندگان  و کلیه  تشکل های اجتماعی و انسان های آزادی خواه می خواهیم به این کمیته بپیوندند.
1_رحمان ابراهیم زاده
2_عایشه مدرسی       
3_موسی ابراهیم زاده 
4_عیسی ابراهیم زاده 
5_پریزاد خسروی    
6_چیمن ملایی       
7_زبیده حاجی زاده

 

در هفته های اخیر رویارویی و مبارزه کارگران با سرمایه داران در فرانسه وارد مرحله تازه ای شده و به سراسر این کشور گسترش یافته است. میلیون ها نفر از کارگران، معلمان، دانشجویان و دانش آموزان فرانسه در اعتراض به طرح افزایش سن بازنشستگی دست به اعتصاب، تحصن و تظاهرات زدند و خواستار لغو این لایحه شدند. اعتصاب های گسترده در پالایشگاه ها، فرودگاه ها، بخش حمل و نقل و دیگر مراکز خدماتی و کارگری، زندگی عادی در این کشور را مختل کرده است. اما صاحبان سرمایه و دولت شان، در مقابل این حرکت عظیم اجتماعی، ایستادگی کرده و با تمام قدرت به سرکوب معترضین می پردازند و تاکنون تعداد بیشماری زخمی و بازداشت شده اند. علاوه براین دولت " نیکولا سارکوزی " هم چنان بر اجرایی شدن طرح افزایش سن بازنشستگی به 62 سال پافشاری می کند و مجلس سنای این کشور این لایحه را به تصویب رسانده است.

آغاز دور تازه ی اعتراض های اخیر در فرانسه را باید در تداوم بحران اقتصادی و اجتماعی سال های اخیر نظام سرمایه داری جستجو کرد. دولت بورژوایی حاکم بر این کشور برای غلبه بر بحران اقتصادی و براساس توصیه های نهادهای سرمایه امپریالیستی مانند بانک جهانی و صندوق بین المللی پول، قصد دارد که ریاضت کشی هر چه بیشتری را به آحاد جامعه و بخصوص طبقه کارگر تحمیل نماید. افزایش نرخ بیکاری و عدم امنیت شغلی، کم کردن مزایا و بودجه های اجتماعی و بلاخره افزایش سن بازنشستگی، بخشی از تلاش دولت سرمایه داری فرانسه برای تحمیل هر چه بیشتر بی حقوقی به کارگران و دیگر طبقات فرودست جامعه است. البته این روند در دیگر کشورهای اروپایی، از جمله یونان، اسپانیا، ایتالیا و آلمان مدت ها پیش از این شروع شده و طبقه کارگر در برابر این اقدام ها، دست به مبارزه ای وسیع زده است.

این حرکت عظیم اجتماعی در فرانسه، بار دیگر این حقیقت را به اثبات رساند که هویت انسان ها در جامعه سرمایه داری، فارغ از نژاد، ملیت، عقیده  و مذهب ، به جهت موقعیت اجتماعی ویژه آنان دررابطه با ابزار تولید و توزیع کالا مشخص می شود . در این نظام، اقلیتی کوچک از صاحبان سرمایه با در اختیار داشتن تمامی ابزارها و امکانات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جامعه، اکثریت عظیم توده های مردم را در وضعیتی قرار می دهند که مجبور می شوند برای گذران زندگی و امرار معاش ، نیروی کارشان را به نازل ترین قیمت ، به سرمایه داران بفروشند تا بتوانند به حیات خود ادامه دهند. در مقابل صاحبان سرمایه از طریق استثمار نیروی کار کارگر، روز به روز بر سرمایه هاشان افزوده گشته و به سودهای نجومی دست پیدا می کنند . علاوه بر این تناقضات ذاتی نظام سرمایه داری و بحران های ساختاری این نظام نیز مزید بر علت شده و هربار شرایط بس دشوارتر و تحمل ناپذیرتری را از بسیاری جهات ،به ویژه از جهت اقتصادی به کارگران تحمیل می نماید . تا آنجا که تعرض به سطح معیشت توده های کارگر و اقشار فرودست و محروم جامعه و بازپس گیری برخی امتیازات و خدمات اجتماعی تثبیت شده از آنان و همچنین گذاشتن بار سنگین بحران ، بر دوش آحاد و بخش های مختلف این طبقه ، امروزه دیگر جزء روال عادی و معمول حکومت های سرمایه داری و حاکمان و مدافعان قسم خورده و سینه چاک این نظام ضدکارگری و ضدانسانی تبدیل شده است .

از مسائل و موارد اقتصادی و معیشتی هم که بگذریم ، مبارزه طبقاتی جاری در فرانسه ، همچنین این ادعای ریاکارانه و عوام فریبانه ی توجیه گران و ایدئولوگ های بورژوا را که گویا در نظام سرمایه داری، دولت برگرفته از آرای عمومی و " حکومت مردم بر مردم است "،  بیش از پیش پوچ و بی اعتبار کرد. این وضعیت و تشدید این مبارزه به ویژه نشان داد که در مناسبات کنونی، دولت چیزی جز ابزار سیادت و سرکوب طبقه حاکم ( طبقه سرمایه دار ) بر طبقه کارگر و اقشار تحت ستم و فرودست جامعه نیست . دولت سارکوزی نیز همچون دیگر دولت های سرمایه داری، و مدعی به اصطلاح دموکراسی پارلمانی ، ثابت کرد که برای حفظ و دفاع از این سیستم نابرابر و ظالمانه و پاسداری از منافع طبقاتی و استثمارگرانه خود ، از همه ظرفیت های سیاسی و فرهنگی و تبلیغاتی و بروکراتیک ــ نظامی و همه وسائل و ابزارهای سرکوب طبقه سرمایه دار استفاده می کند تا بتواند سرمایه اش را از گزند های احتمالی مصون نگهدارد . به این اعتبار، مبارزه طبقاتی در جامعه ی سرمایه داری امری واقعی، عینی و بدیهی است.

نکته مهم دیگر که اعتراض های اخیر کارگران در فرانسه به همگان نشان داد این امر بود که طبقه کارگر برای دستیابی به مطالبات و حقوق خود فقط باید به نیروی خود و آگاهی اش متکی باشد. باور به نیروی یکپارچه و متحد و تبدیل شدن به طبقه ای برای خود و اتکا به تشکل های طبقاتی، امر مهمی بود که کارگران فرانسه در حد توان آن را به نمایش گذاشتند.

این نکته را نیز نباید از یاد برد که نفوذ و سلطه برخی جریان های رفرمیستی که متأسفانه چندین دهه است رهبری و تسلط خود را بر اکثریت قریب به اتفاق سندیکاها و اتحادیه های کارگری اروپا و برخی نقاط دیگر جهان اعمال می کنند ، خود می تواند به عامل مهم و تعیین کننده ای در به سازش کشاندن مبارزه کارگران در فرانسه تبدیل شود . این گرایشات ، همواره نقش بازدارنده و مخربی در به شکست کشاندن و عقب نشینی طبقه کارگر در مبارزه برای احقاق حقوق مسلم خود در جنبش کارگری اروپا و پاره ای کشورهای دیگر جهان  بازی کرده اند . کارگران فرانسه برای موفقیت و پیروزی در مبارزه و رسیدن به خواست ها و مطالبات خویش ، راهی جز جدا کردن خود ازاین گونه تشکل های رفرمیستی و رهبری سازشکار آن ها ندارد . کارگران می توانند با ایجاد تشکل هایی از درون همین مبارزات ، بدون توهم به سرمایه داری حاکم و وعده های پوچ و دروغین حاکمان و صاحبان سرمایه ، قدم های محکم تر و مطمئن تری را در راه رسیدن به اهداف خود بردارند.

طبقه کارگر فرانسه در قرن نوزدهم و در همان ابتدای تکوین نظام سرمایه داری، نشان داد که توان و ظرفیت های فراونی در برابر یورش صاحبان سرمایه به خود را دارد و می تواند دست به پیشروی بزند. آنها در سال 1871 توانستند برای مدت کوتاهی دولت سرمایه داری را در پاریس به زیر بکشند و در برابر بی کفایتی بورژوازی، اداره امور را خود بدست گیرند. بدون تردید این کارگران امروز نیز می توانند با اتکا به نیروی متحد و یکپارچه خود و ایجاد تشکل های طبقاتی، سرآغاز حرکت نوین طبقه کارگر اروپا ، برای مقابله با مصائب و ستمگری دائمی و فزون یابنده نظام سرمایه داری و پایان بخشیدن به آن باشند. کارگران در این قاره، شبح نیستند، بلکه واقعیتی زنده و عینی اند که بارها در برابر سیاست های جنگ طلبانه و تحمیل فقر و بی حقوقی و دیگر اقدام های نا عادلانه ی دولت های شان در کشور خود و دیگر نقاط جهان، ایستادگی کرده اند.

کارگران ایران نیز که با مشکلات و مصائب فراوانی، نظیر بیکاری، اخراج و عدم امنیت شغلی، حقوق های معوقه، نداشتن حق تشکل و اعتصاب روبرو هستند، خود را در کنار طبقه کارگر فرانسه می بینند و در حد توان از آنها حمایت می کنند. " کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری " که جمعی از کارگران و فعالین کارگری ایران در آن متشکل شده اند، از مبارزه کارگران، دانشجویان ، دانش آموزان و تمامی مردم بپا خاسته فرانسه پشتیبانی و حمایت می کند و آرزوی سربلندی و موفقیت هر چه بیشتر برای آنها دارد.

پیروز باد مبارزه حق طلبانه کارگران فرانسه

زنده باد اتحاد و همبستگی طبقاتی و بین المللی کارگران .

 

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

6 آبان 1389

www.khamahangi.com

komite.hamahangi@gmail.com

 

 

صمد احمد پور جاودانه شد

زنان و مردان کارگر، مردم شریف و زحمتکش! فعالین کارگری!

به اطلاع می رسانیم که صبح روز جمعه ۳۰ مهر، قلب صمد احمد پور یکی از چهره های سرشناس و محبوب مردم شهر اشنویه برای همیشه از تپش افتاد. او که مدت ها از بیماری سرطان رنج می برد، یکی از فعالین کارگری و عضو کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری بود.

ما جان باختن این کارگر زحمتکش و رفیق قدیمی خود را به خانواده داغدار این عزیز و همه ی دوستان و فعالین کارگری، تسلیت می گوییم و خود را در غم از دست دادن این انسان شریف، شریک می دانیم.

لازم به یادآوری است که روز جمعه پیکر زنده یاد صمد احمد پور، با شرکت گروه های مختلف مردم شهر اشنویه و جمع کثیری از فعالین کارگری و اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری، به خاک سپرده شد. ما در اطلاعیه های بعدی اخبار تکمیلی را به اطلاع عموم می رسانیم.

یاد و خاطره و افکار بلند و انسانی صمد احمد پور برای همیشه گرامی و عزیز است.



 

      کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

  ۲ آبان ۱۳۸۹

www.khamahangi.com

در ارتباط با

برگزاری مراسم اول ماه مه در شهر مهاباد


              

محمود محمدی اخکند از اعضای سندیکای خباز در سال 57


                           


محمود صالحی

 

تجارب جنبش کارگری ــ اعم ازمثبت یا منفی آن ــ اگر که به درستی با آن برخورد شود و به شکل خلاقانه و صحیحی مورد استفاده و تجربه اندوزی قرار گیرد ، به خودی خود از این قابلیت برخوردار است که جنبش کارگری را گام هایی ــ هر چند کوچک  ــ به جلو سوق داده و ضمن پالایش این جنبش از ناخالصی ها و ناهمگونی های غیر کارگری ، به سهم خود در سلامت و راست قامتی آن به سوی موفقیت و پیروزی نقش داشته باشد.

ادامه مطلب ...

کودکان کار؛ جهان امروز و "جنبش لغو کار کودک"...!؟

بیانیه به مناسبت 8 اکتبر روز جهانی کودک

۸ اکتبر به نام روز جهانی کودک، مناسبتی تقریبا" سراسری در جهان است  و در این روز از یک سو فعالان این عرصه بدنبال اظهار وجود و طرح مسائل، مشکلات و نیز مطالبات و خواسته های حقوق کودکی خود هستند. از سوی دیگر  دولتمردان و برنامه ریزان عرصه سیاست، اقتصاد و دیگر بخش های جامعه حساس به سوی مطالبات و خواسته های جبهه ی مقابل است، تا از این رهگذر واکنش های شرایط امروز را جمع بندی و له یا علیه آن تدبیر و چاره، ساز کنند.

به روشنی می توان گفت که ظرف چند سال اخیر نه تنها بی حقوقی کودکان کاهش نیافته بلکه شدت و گستره آن به سرعت افزایش یافته است. این تغییر در شرایط کودکان کار شدید تر و عمیق تر بوده و قبل از هرچیز تعداد شان نزدیک به دو برابر (یعنی از تقریبا" ۲۴۰ میلیون نفر به بیش از ۴۰۰ میلیون افزایش یافته است) و نیز عریانی و جنبه های رسمیت آن علنی و آشکار تر شده است. 

 این موضوع مشخصا ریشه در بحران های اخیر سرمایه جهانی دارد. بحران مالی و تولیدی سرمایه جهانی در تمامی اجزا و جوارح ساختار اجتماع ریشه دوانده و تظاهر آن را در اعتراضات و اعتصابات اخیر آمریکا و اروپا می توان به سادگی مشاهده نمود. این تحرکات در پی حملات مستقیم سرمایه به زحمتکش ترین وضعیف ترین اقشار جامعه صورت میگیرد و درواقع  پاسخی است به  بیکاری سازی ها (گاه میلیونی)، کم کردن دستمزد ها،  افزایش ساعات کار، افزایش طول دوران خدمت و...

در ادامه مشاهده می شود که اشکال دیگر این بحران در کشورهایی نظیر ایران که همواره با بحران های اقتصادی دست به گریبان بوده اند نه تنها در حیطه اقتصادی و معیشتی باقی نماند، بلکه در عرصه سیاست و حقوق اجتماعی نیز به تعرض و سرکوب حقوق انسانی کشیده شده است.

طرح "هدفمند کردن یارانه ها" که قبل از اجراء، اینچنین سرسام آور بر روی افزایش قیمت خدمات و معیشت مردم تأثیر گذاشته و بیانگر ضعف دولت در ارائه سرویس و خدمات به جامعه است.  طرح "توسعه مشاغل خانگی" که قبل از هرچیز نشانه ی استیصال سرمایه در سازماندهی تولید و شانه خالی کردن از تحمل هزینه های تولید و ارائه خدمات به ازاء درآمد است و این راه انتقال بحران و مشکلات به خانواده ها که در انتها چیزی جز بدبختی و فقر روزافزون برای زحمتکشان نداشته و کمترین حاصل آن، گسیل کودکان به عرصه ی کار و باز تولید کودک کار است. "لایحه حمایت از خانواده"، طرح "شناسنامه دار کردن مهاجرین" (طرحی که در آن ادعا شده برای ارائه کارت شناسائی و شناسنامه مهاجرت به مهاجرین افغان است، ولی معلوم نیست که درپی آن چه به روز ۰۰۰/۹۰۰/۱ هزار آواره جنگ و ترور خواهد آمد؟ شاید اخراج پس از شناسائی!؟ )از نمودارهای تعرض آشکار سیاسی- اجتماعی به حقوق و جایگاه انسان است. از این رهگذر، آنچه که بوضوح در حال اتفاق افتادن است  نادیده انگاشتن و زیر پا نهادن حقوق اولیه ی و انسانی کودکان است. این معضل جهان امروز و البته ایران است که با شدت و حدت یبشتری در حال تسری است.

به این ترتیب به نظر می رسد که با توجه به روند رو به رشد تعداد کودکان کار و وسعت یافتن اشکال و گوناگونی بی حقوقی های تحمیل شده به این کودکان، تعیین جایگاه جنبش لغو کار کودک در میان سایر جنبش های مدافع  حقوق کودک اهمیت ویژه ای پیدا میکند. چرا!؟؟

نخست اینکه "جنبش لغو کار کودک" پیش شرط باز گرداندن جایگاه و حقوق انسانی کودکان را لغو کار و بهره کشی از کودکان، و کار کودکان را به مثابه حلقه ی بنیادی تحمیل بی حقوقی و نقطه ی آغاز تعرض به تمامی جایگاه انسانی کودک می شمارد. جایی که بدلیل ارزانی نیروی کار و بی دفاعی صاحب آن، برای سرمایه غیر قابل چشم پوشی و اغماض به نظر می آید. از سوی دیگر، مطالبه ی لغو کار کودکان، آستانه ی مطالبات دیگر است، چنانچه دیگر خواسته ها الزاما" چنینی جایگاهی را ندارند.

اصل دیگر اهمیت "جنبش لغو کار کودک" دیرینه ی آن است که تاریخا" مطالبه ی لغو کار کودکان تقریبا" همزمان با جنبش رادیکال کارگری است و نخستین بار در بیانیه رسمی کارگران رادیکال و پیشرو لغو کار کودک طرح و در ادامه در دستور کار مطالبات و خواسته های کارگران و زنان در سرتاسر جهان قرار گرفت.

موضوع دیگری که مبرمیت جایگاه "جنبش لغو کار کودک" را مسجل میدارد؛ ارتباطی است که با شرایط و سرنوشت دیگر جنبش های اجتماعی داشته و این خود ضرورت هماهنگی و هم پوشانی کار و فعالیت در این عرصه را موجه می سازد. هیچ تغییری در وضعیت کارگران، زنان و دیگر اقشار جامعه رخ نخواهد داد که تأثیر مستقیم و غیر مستقیمی بر شرایط زندگی کودکان نداشته باشد. بعبارت ساده تر اینکه کمترین دست آورد و دریافت حق در جامعه، منجر به بهبود شرایط زیستی کودکان می گردد.

نگاهی گذرا به تاریخ صد و پنجاه ساله ی اخیر اثبات می کند که دستآوردهای حقوقی و اجتماعی، ماحصل تلاش و یا تأثیر مستقیم و یا غیر مستقیم جنبش کارگری بوده است. بعنوان مثال ممنوعیت و لغو کار کودکان بخش هایی از جهان، تا این حد و درجه نیز؛ نتیجه مبارزه ی این بخش از جامعه و نیز فعالان جنبش لغو کار کودک با اتصال مستقیم به این جنبش بوده است.

جمع بندی: پرسش پیش روی "جنبش لغو کار کودک" این است؛ موانع و مشکلات اهداف و برنامه کدام است و چگونه می توان از آنها گذر کرد و به نتیجه دست یافت؟ 

با این بررسی کلی، اینگونه می توان به این موضوع پاسخ داد که؛ بحران های اقتصادی ذاتی مناسبات موجود است و همواره با خود مشکلاتی را زایش می کند که مستقیما" زندگی و معیشت توده های محروم را زیر ضرب برده و این خود بستر عریان و علنی تولید و باز تولید اشکال و صورت هایی از کار و بهره کشی از کودکان است. مطالبات حقوق کودکی جدای از مطالبات کل جامعه نیست. مشکلات و مسائل اقشارو طبقات جامعه و نیز خواسته ها و مطالبات شان، بی ارتباط با "جنبش لغو کار کودک" نیست.

ارتباط و اتصال بلافصل جنبش لغو کار کودک با سرنوشت دیگر جنبش های اجتماعی بر ضرورت هماهنگی و همپوشانی کار و فعالیت در این عرصه تاکید میکند چرا که هیچ تغییری در وضعیت کارگران، زنان و دیگر اقشار جامعه نیست که تاثیر مستقیم و غیر مستقیمی بر شرایط کودکان نداشته باشد. ضرورتی که به ارتباط مستقیم جنبش لغو کار کودک و جنبش کارگری تأکید می کند؛ راه حل و مکانیزم دستیابی به مطالباتی است که جنبش کارگری بدست می دهد که همانا لغو کار مزدوری است و در رأس آن لغو کار و هرگونه بهره کشی از کودکان است. از اینرو ارتباط، همکاری و همراهی با دیگر جنبش های اجتماعی که منافع و حقوق کودکان در آن تصریح شده است، از نخستین برنامه های پیش روی ماست. عدم اتصال از نخستین علل انحراف و سبب وارد آمدن آسیب ها و مشکلاتی بر بدنه ی جنبش لغوکار کودک خواهد شد، که بخشی از آن را شاهدیم.

راه گریز از این شرایط هرچه که باشد، کوتاه یا بلند مدت، "جنبش لغو کار کودک" وظیفه ای جز شناسائی و ارائه تحلیل از شرایط موجود و علل و عوامل تولید کننده کار کودکان و بدست دادن راه کار اجتماعی توقف و مقابله با این عوامل نداشته و ترسیم راه های دستیابی به حقوق و منافع عالیه کودکان از امور و وظایف مسلم آن است. واکنش سریع، موضع گیری و اتخاذ عمل نسبت به هر سیاست و برنامه ای که منافع آحاد جامعه را تحت تأثیر خویش قرار می دهد؛ از وظایف ماست. چراکه نتیجه چنین سیاست ها و برنامه هایی، افزایش تعداد کودکان کار و به تبع آن آسیب ها و مشکلات مبتلابه کودکان است.

نکته ی مهم تر اینکه؛ تجربه نشان داده است، خرده کاری و عمل زدگی درون جنبش، حاصلی جز روزمرگی و دور شدن از هدف اصلی نخواهد داشت. از سوی دیگر سیاست سرمایه که همواره در حال ایجاد موانع و مشکلات بر سر راه جنبش های اجتماعی بوده، بنیادهای خیریه را که ماهیت ارتجاعی و عقب مانده دارند و نه تنها راه حل نبوده بلکه صرفا با اتکا بر عواطف انسانی و با تحریک جیب مردم عامل ابقا کار کودک می باشد را به عنوان آلترناتیو و راه حل به فعالان و جامعه تحمیل کرده است. کار انفرادی و فرقه ای نه تنها ما را از دست یافتن به هدف باز میدارد، بلکه زمینه پذیرش خط و برنامه های انحرافی خواهد شد.

 وظیفه ما روشن گری و نیرو گرفتن از جامعه برای ارائه راه کار و تحمیل آن  به مسئولین و متولیان امر در جهت تغییر شرایط به نفع کودکان است. یکی از آسیب های کار ما تشتت و پراکندگی در اتخاذ عمل و موضوعات کار است. از اینرو ارائه طرح و برنامه عملی برای اتحاد عمل و پیوستگی بیشتر جنبش در سطح منطقه و جهان از بزرگترین وظایف ماست. تنها از بستر این پیوستگی است که قادر به منشاء اثر شدن در زندگی و شرایط اکنون کودکان کار و کودکان سرتاسر جهان خواهیم بود.

در پایان ضمن تبریک به مناسبت 8 اکتبر، روز جهانی کودک؛ به تمامی کودکان و مدافعان و فعالان حقوق و منافع کودکان، بویژه فعالان"جنبش لغو کار کودک"، امید است با همکاری و اتحاد بیشتر در دست یابی به هدف غائی "جنبش لغو کار کودک"، که همانا لغو کار و هرگونه بهره کشی از کودکان و سعادت انسان ها پیروز گردیم.

 

جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان

۸ اکتبر ۲۰۱۰ (۱۶ مهر ۱۳۸۹)


بر اساس آنچه در خبر های پیش از این  آمده ، برابر دادنامه شماره ۸۹۰۹۹۷۴۴۲۱۱۰۰۴۹۲ مورخه ۸۹/۵/۱۲ صادره از شعبه اول دادگاه انقلاب ارومیه به ریاست قاضی درویشی برای  آقایان حسین پیروتی ، فتاح سلیمانی ، صمد احمد پور، رحمان تنها ، عباس هاشم پور، رحمان ابراهیم زاده و عیسی ابراهیم زاده از اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری با وکالت آقای فریدون احمدی حکم  به برائت صادرگردید .

 اما پس از گذشت نزدیک به دو ماه از ابلاغ حکم برائت۷ تن از فعالین کارکرى شهر اشنویه از سوى قاضى شعبه اول دادکاه انقلاب شهر ارومیه ومبرّا کردن آ نان از تمامى اتهامات وارده ‘ دادستان انقلاب ارومبه حکم صادره را قبول نداشته و اعتراض خود را به شعبه ۱۰ دادکاه تجدید نظر استان اعلام کرده است .

لازم به ذکر است که جلسه دادگاه که در تاریخ ۸۹/۵/۱۰ برگزار شد با تفهیم اتهام  فعالین کارگری دایر بر همکاری آنان با یکی از احزاب اپوزوسیون از طریق  عضویت در کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های  کارگری آغاز شد که این اتهام با انکار قاطع فعالین و وکیل مدافع آنان مواجه شد.

 

         کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

۸ مهر ۱۳۸۹

www.khamahangi.com

komite.hamahangi@gmail.com

 

 

 

من پروانه امینی دختر یک کارگر هستم که در سن 23 سالگی هر دو کلیه خود را از دست دادم و پزشکان اظهار می دارند که باید کلیه پیوند کنم .

اما به دلیل عدم توانای مالی نمی توانم کلیه پیوند کنم و به این دلیل دست همیاری به طرف مردم شرافتنمد دراز می کنم تا در این امر خیر من را یاری کنند.

این نوشته و درخواست را برای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری ارسال می کنم تا در امر رسالت خود آن را در سایت درج نماید.

ضمنا" کسانی که مایل به کمک مالی هستند می توانند با این شماره حساب کمک های مالی خود را واریز کنند.

بانک تجارت شعبه بهارستان شماره حساب 1124672577 بنام پروانه امینی واریز کنند.

آدرس – کردستان ایران - شهرستان سقز محله ی بهارستان                  

 شماره تلفن 08743240768منزل عبدالرحمن امینی

 

 (نوشته ذیل  متعلق به خانم پروانه امینی می باشد که متن آن برای کمیته هماهنگی ارسال شده و ما عینا و بدون تغییر  آن را در سایت درج می کنیم )

سایت کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

  

مردم شرافتمند !

نقدی بر فعالیت محفلی

 

        هرچند مدت زیادی است که بحث راهکارمناسب و تغییر شیوه کار کارگری و همچنین نحوه ی تشکل یابی درمیان فعالان و طبقه ی کارگر به امر روزمره کار و مباحث جمعی دسته جات وگروه های درگیر با مسایل کارگری تبدیل شده است اما کماکان راه و روش محفلی همچنان با اتکا بر فردگرایی و یارگیری درمیان دوست ، رفیق ونزدیکان جان سختانه  به حیاتش ادامه می دهد. بدون آن که این منتخبین، معیارها وتوانمندیهای لازم برای  فعالیت کارگری و یا تاثیرمثبتی در فعالیت های اجتماعی دارا باشند،  به نحوی که بتوانند اطرافیان خود را متقائد کنند که مورد اعتماد و توانمند درامر یاری رساندن به اتحاد و همبستگی کارگران و زحمت کشان هستند. بیان این موضوع بدان معنا نیست که صداقت و فداکاری این دوستان زیرسوال رود بلکه هدف این است درنقدی همه جانبه سعی گردد که محفلیسم جان سخت به دورافکنده شود. برای روشن شدن این موضوع می توان  به تعداد شرکت کنندگان درمجامع کمیته ها و همچنین اعلام اعضای آنان اشاره و بسنده کرد که خود گویای همه چیز است.  نکته دیگر این است که بحث ما برسر دوری از این افراد و به حاشیه راندن آنان نیست بلکه واضح تر بگویم که ایجاد تشکل فعالین کارگری باید برای فعالیت وتشکل یابی وعضویت پذیری تعریفات خاصی ارائه دهد که از ابتدای ورود افراد،  جایگاه و وظایفشان مشخص شود و دست اندرکارانش با تقسیم کارمنظم و قبول مسئولیت به فراخور ظرفیت و توانمندی اعضای متشکل درآن،  درگیرودار مبارزه طبقاتی ازحداکثر ظرفیت مجموعه اعضایش استفاده کند و اساسا اعضا باید خود برای پیش برد امر مبارزه طبقاتی خود هرآنچه درتوان دارند بکارگیرند . دراین صورت است که درجریان کار، ضعفها وکمبودهای کاری زودتر نمایان و برآن غلبه خواهد شد. هر فعال جنبش کارگری تا خودش درگیرودار فعالیت روزمره کاری در ارتباط با طبقه کارگر و هم سو و همگام با زندگی سیاسی اجتماعی طبقه کارگر نباشد ودر پروسه فعالیتش برای آنان خوش نام وجای باور و یقین و  پیشرو مناسب در مبارزه علیه ستم واستثمار نباشد نام فعال کارگری برخود نهادن جز لوث کردن صورت مسئله نیست. درواقع باید انسانهای مبارز درهرعرصه از زندگی سیاسی اجتماعی خود صادقانه برظرفیت و توانمندی خود بسنده کرده ودرمورد خود خودداوری منصفانه داشته باشند. بنابراین دراینصورت است که جایگاه افراد درجا ومکان واقعی آنان ثبت می شود و تاثیرات مثبت تری هم از نحوه ی کاری خود برجای می گذارند. اما در این شرایط عدم تضعیف چنین نگرشی درمیان فعالان کارگری که بیشترمدنظراین مطلب است و بااتکا برکمیت بدون ثمر و در بعضی موارد مشکل ساز، کسانی که عملادرمسیرمبارزه طبقاتی جزعلاقه درونی که دروجودشان نهفته است عملا درپراتیکش نیستند و به راستی جز به هرکس که به وی نزدیک است وکیفیت را فدای کمیت کردن و  روابط را بر ضوابط ترجیح دادن کاری به پیش نخواهد برد. آن کس که رفیق است ممکن است دارای افکار انسان دوستانه باشد، باظلم وستم مخالف باشد ولی هنوز عملا و نظرا وارد کارزار مبارزه نشده است . ممکن است دربسیاری ازمراحل زندگی روزمره اجتماعی سیاسی  بتواند برای پیش برد امرمبارزه مثبت واقع شود اما نباید عجولانه و یا فقط برای بالابردن کمیت او را به دنبال خود یدک کشید. بیشتر این افراد در پروسه ارتباط درست کاری خودشان عملا وارد کارزار طبقاتی خواهند شد. پس باید ارتباط با این دسته از دوستان که زمینه پرداختن به کار و فعالیت کارگری را دارند درحد پذیرش و قبولی مسئولیت از طرف آنها باشد و همچنین آموزش عملی آنان باید در پروسه گام به گام فعالیت روزمره مبارزه طبقاتی و تلاش برای خودسازمان یابی کارگری صورت گیرد. دراین صورت است که با شناخت مناسبات انسان ستیز استثمارگر به مبارزه قاطع برخواهند خواست.  نباید فراموش شود که هرچه نیرو و توان کارجنبشی درمیان فعالان ضدسرمایه داری دامنه اش بیشترگسترش پیدا کند تیشه برریشه محفلیستها و فرقه ها خواهدزد و آنان را منزوی تر خواهد ساخت. درمقابل، ظرفیت وتوانمندی اتحاد وهمبستگی فعالان جنبشی نیز شکوفاتر می شود. عملاچون این طیف غیرکارگری اعتقادی به جنبش خودآگاه وخودسازمانیابی کارگری ندارند و عملا با مناسبات استثمارگر درگیر نیستند به کوچکترین امتیاز راضی شده ودرمقابل هرتغییر بنیادی و ریشه ای به مخالفت برمی خیزند. به این خاطر که از قافله جا نمانند و یا احیانآ درصورت تغییر اوضاع و احوال بنا به دلایلی که درذهن خود می پرورانند در پناهگاه و پستوها بادشنامی به مناسبات انسان ستیز سرمایه داری باد به غب غب انداخته و ازکاه خودکوه می سازند ودر بهترین حالت سرنگون طلب میشوند آن هم با چشم به آسمان دوختن و با امید به فرشته نجات. همچنین این طیف ساخته وپرداخته شرایط وحوادثند، ازدل مبارزه روزمره کارگری علیه استثمار برنخاسته و نیرو و توان خود را نیزدرجنبش کارگری نمی بینند بلکه با جاروجنجال و هیاهو آن هم درپشت صحنه به فداکاری و مقاومت دیگران درود میفرستند و با راه انداختن دارودسته و علم کردن پرچم رنگین کمانشان برای منتصب شدن خود در رهبری گروه ورد می خوانند و فرمان به پیش پیاده نظام صاد ر می کنند. آری این نوع نگرش ویروسی است که به حیات جان سخت خود ادامه می دهد وکم و بیش زاد و ولد می کند و با وجود تلاش های پیگیر و مداوم عملی و نظری بسیاری از فعالان کارگری وسوسیالیت همچنان به حیات خود ادامه        می دهد. همانا یکی از دلایل عدم انسجام فعالان کارگری وجود همین گرایش محفلی وضدجنبشی است که به نوعی فعالان کارگری سوسیالست دربرخورد و نفی آن جدی نبوده وگاهی با مصالحه وحتی عملا تسلیم با این نگرش غیرکارگری روبرو شده اند و درگذار از این گیرودار گرداب نامتناسب این میراث بازمانده ازخط مشی چریکی وگروه محوری فرقه ای - سکتاریستی ودر واقع غیرجنبشی کارگری - سوسیالیستی گرفتارمانده و نیرو و توان انرژی فعالیت کاری آنان را هم تا حد زیادی به تقلیل برده است. ده ی هشتاد علی الخصوص درچشم انداز حرکت نوین فعالیت کارگری وانتخاب راهکارحرکت از پایین و  سازماندهی کارگری درمحل کار و زندگی آنان به امر واقع بسیاری از فعالان درگیر در این عرصه مبدل شد و درهمین راستا و برای نایل آمدن به همین امر طبقاتی ابتدا فعالان وکارگران آگاه و پیشرو با متشکل شدن درکمیته ها هرکدام به نوعی درتسریع این روش مناسب فعالیت با همت و فداکاری و بدون ترس و نگرانی از هرگونه پیامد ناشی از برخوردهای سیستم انسان ستیز سرمایه داری که علی رغم فشار و تهدید و ارعاب مغلوب نشده و با گامهای استوار هم چنان رو به جلو حرکت کرده اند،  اما همچنان که در بالا اشاره شد با وجود مبارزه نظری وعملی، درمقابل گرایش محفلی درجازده و عملا نتوانستندازاین روش غیرکارگری فاصله بگیرند. حال نگارنده این مطلب نمی خواهد درنقدی همه جانبه تمام جوانب فعالیت ودیدگاههای غالب براین تشکلات را مورد بررسی قراردهد ویا احیانا با ارائه راهکار متناسب با دیدگاه فکری خود به درست یا غلط، فعالیت این دوستان را به چالش کشد ویا مورد نکوهش و ملامت قراردهد، بلکه هدف از بیان این موضوع و پرداختن به آن موضوعیت مبرم شرایط کنونی و جنبش کارگری است که با وجود تلاشهای بسیاری از طرف  مدافعین عرصه های متفاوت جنبشهای ضد سرمایه داری (کارگری - دانشجویی و زنان) نمی توان ازتشکلی نام بردکه گرایش سکت ومحفلی دامنگیرش نشده باشد. در این شرایط که سیستم سرمایه داری ایران دچار بحران عمیقی است و هر روز عواقب زیان بارش بخش وسیعی از کارگران و زحمت کشان را به پرتگاه فقر و فلاکت سوق می دهد و با این وجود حرکتها و اعتراضات کارگری، کماکان از عدم هماهنگی و اتحاد و همبستگی طبقاتی فاصله دارند و نیرو و توان بالفعلشان به قدرت بالقوه مبدل نگردیده است و همچنان از پراکندگی رنج می برند. هرچند که تشکل بنا به میل واراده شخص و حتی اشخاص هم شکل نمی گیرد بلکه برای به وجود آمدنش شرایط وزمینه خاص آن لازم است چه به لحاظ نیرو و توان عملی و فکری که طبقه کارگر بنا به نیاز ودرک خود و برای امر مبارزاتی خود برای به وجود آمدنش تلاش می کند که فعلا نمی خواهیم وارد فاز تحلیلی این مقوله شویم. آن چه دراین شرایط حائز اهمیت است و برای برون رفت از  فاز نامتناسب محفلیسم که دامنگیر فعالیت کارگری و دیگرجنبشهای اجتماعی پیشرو شده که با عدم راهکارمتناسب دراین شرایط همراه شده است باید شرایط موجود را مورد تجزیه وتحلیل قراردهیم و با کمک دوستان  برای راهکارمتناسب با گرایش ضد سرمایه داری کارگری  تلاش کنیم چرا که با وجود هرنوع نگرش چه شورایی و چه سندیکایی راهکارهای فعالیت کاری تا به حال زیر پر و بال محفلیسم جا خوش کرده و در بهترین حالت خودش تنها برای جواب به نیاز درون فکری دسته و یا گروه خاصی قدعلم کرده است. این جاست که به نظر نگارنده محفل خوره ی جان فعالینی شده که صادقانه اما بدون  پیداکردن راهکار مناسب کارگری و ضدسرمایه داری درراه کمک رسانی به ایجاد تشکلهای کارگری و شورایی فعالیت و تلاش کرده و از تمام نیرو و انرژی خود در امر پیشبرد آن دریغ نورزیده است. متذکر می شوم که این تلاشها صرفه نظر از هرکم وکاست بدون نتیجه هم نبوده و دست آوردی هم به همراه داشته  که باید این دوران به عنوان برگی زرین درتاریخ جنبش کارگری ایران ثبت شود. ممکن است سوال شود که چرا با وجود گرایشات غیر کارگری این چنین از محفل درهراس و نگرانیم؟ و چرا مضرات آن را فراتر از خطرات رفرم خواهی که به نوبه خود در اسارت و به بند کشیدن طبقه کارگر و تسلیم کردنش درمقابل به دست آوردن حد اقل خواسته هایش و همچنین وادار به تمکین وتسلیم شدن درمقابل سیستم انسان ستیز سرمایه داری  می بینیم؟ مسئله اساسی برای پرداختن به این موضوع اینجاست که مادر این شرایط با وجود گرایشات رفرم خواه زمینه نشو و نمای آن را درایران آن چنان که شرایط برای موضوعیتش فراهم باشد نداریم واساسا حاکمیت حداقل دراین شرایط تن به هیچ رفرمی نمی دهد وگرایشات رفرمی چه بخواهند و چه نخواهند زیر لبه تیغ مناسبات سرمایه داری ایران هستند و این سیستم حاضر نیست با آنان به هیچ عنوان  وارد مصالحه شود در هر حال گرایشات غیرکارگری از هر تیپ و قماشش مکمل همدیگرند و درخدمت استثمارگرانند. اما برای گرایش کارگری ضدسرمایه داری برون رفت از زیر بار محفل و سکتاریسم  که دو عنصر مکمل هم برای به چالش کشیدن مبارزه ضد سرمایه داری هستند نه تنها ضرورت تاریخی  بلکه حیاتی است و به همین خاطر باید بیشتر روی آن تامل کرد. زبان گویای این نوع نگرش همانا به شیوه ی سازماندهی کمیته ها بیانی جامع و قابل فهم است کمترکسی در آنان یافت می شود که به نوعی دارای روابط شخصی نباشند و در واقع این روابط است که سنگ بنای این تشکلهارا بنا نهاده است دراین جا هدف ما زیر سوال بردن روابط اشخاص و یا احیانا مضربودن دوست رفیق و همفکردر یک تشکل نیست بلکه عدم سازماندهی  متناسب این افراد است که ممکن است درجای دیگری بسیار فراتر از نیرو و توانش  استفاده شود که مورد بحث مانیست. آنچه مورد بحث ما است تعریف اصولی و با محتوای واقع بینانه از عمل کرد فعالیت کارگری و متشکل شدن برای امر مبارزه طبقاتی است و دیدگاه متناسب اشخاص با آن است که با توجه به غیر واقعی بودن این نیرو تشکلات البته به لحاظ عدم عملکرد فعالیت کارگری و دانش طبقاتی احتیاج به بازنگری در امر متشکل شدن دارد. به همین منظور ابتدا باید تعریف جامعی از فعال کارگری ارائه داده شود و سپس برای کمک به سازماندهی آن و ظرفیت و توانمندیش متناسب با شرایط و مکان کاری وشغلیش پرداخت. نباید فراموش کرد که درگیرودار مبارزه ضد سرمایه داری سیستم سرمایه داری به شیوه های مختلف ظرفیت و توانمندی به چالش کشیدن اتحاد و همبستگی کارگری را دارد که یکی از آن سرکوب است.   

         برای روشن شدن بیشتر صورت مسئله و نقد و بررسی این موضوع شکل گیری کمیته هماهنگی را از ابتدا تا حال در نظر می گیرم  و با بیان نکات قوت وضعف آن به موضوع مورد بحث خواهم پرداخت چراکه این کمیته علی رغم تمام ضعف هایش در امر اتحاد و همبستگی کارگری و مبارزه با محفلیسم پیشروبوده و بنیان آن از پایه از فعالان ضد سرمایه داری به وجود آمده است و این نقدها درزمینه آنالیزش مثبت واقع می شود. اوایل ده ی هشتاد نقطه ی عطفی از شروع فاز جدید فعالیت کارگری درایران است. دیدگاها و نگرشها به مراتب بیش ازپیش آشکارتر در روی کرد علنی فعالیت کارگری وگاهی درتقابل با آن قرارمی گیرند. هر نگرش به نوعی می خواهد در صحنه مبارزات کارگری شرکت داشته باشد این کمیته نیز در چنین شرایطی اعلام حضورکرد و فعالان آن با ارائه اساسنامه و اسناد پایه ای آن  وارد عرصه مبارزه عملی و نظری کارگری شدند. دیری نپایید که مناقشات بر سر نوع نگرش و دیدگاه طبقاتی و تشکل یابی کارگری باعث بحران در آن شد و هرکدام از طرفین درگیر راه خود را پیش گرفته و یکدست تر و هماهنگ تر از پیش به مبارزه خود ادامه دادند. اما کمیته  از بدو تشکیلش وظیفه داشت و این حق را برای خود قائل شده بود که باید تشکل کارگری ایجاد نماید(همچنانکه در اسمش هم آمده است ) و در نهایت با حجیم شدنش در مجمعی وارد فاز دیگری شود که همانا تبدیل شدن به تشکل کارگری بودکه بعد از مباحث بسیار و تغییر نام کمیته از برای ایجاد تشکل کارگری به نام کمک به ایجاد......عملا نتوانست ازدیدگاه محفلی خود محورکه از ابتدا با آن درجدال بود خود را خلاص کند و کم و بیش با وجود مباحث زیاد درگیرودار عبور از آن بوده و هست که بدون ارزیابی  اصولی از شرایط موجود و راهکار متناسب با آن به نوعی در پرکردن خلا عدم ارتباط ارگانیک و هماهنگ با کارگران در محل کار و زندگی به عضوگیری بدون معیار فعالیت کارگری روی تعدادزیادی ازاین اعضا تنها به خاطر دفاعیاتشان ازکمیته درآن جا و منزلتی برای خود دست و پا کردند و صرفا با بیان هرکس مثل من فکرکند با من است روابط را  بر ضوابط ترجیح داده شد و یارگیری آغاز گشت..  بیان این موضوع به معنای بی لیاقتی این دوستان که بدون آگاهی کافی ازجایگاه و وظایفشان درکمیته متشکل شدند نیست بلکه عدم توانمندی آنان با این شیوه کاری کارگری است که اگر نوع سازماندهی کمیته بر مبنای اصولی جنبش کارگری شکل می گرفت با ارتباط ارگانیک کارگری با آنان به مراتب از ظرفیت این دوستان نیز به نحوه بهتری  استفاده می شد و در واقع بحث ما سازماندهی غلط است که نمی تواند جواب گوی نیاز مبارزاتی کارگری شود و بعضا در چند و چون عدم ارتباط با کارگران و بی علاقگی بخشی از اعضا نسبت به ارتباط با کارگران دور و برخود دچار سر درگمی و در بهترین حالت با دادن یک اطلاعیه حمایتی خودرا از زیر بار مسئولیت رهانیده  و در حد توان و امکان با توجه به انتظاراتی که ازکمیته بوده و با توجه به پتانسیلش از ظرفیتهای ممکن خود استفاده ننمود. چرا که نیرومحرکه آن (فعالان دلسوزوفداکار) درگیرو و دار مناقشات درونی نیروی خود گرفتار شده و نیرو و توانش درجای متناسب با دیدگاه طبقاتی فعالان به کارگرفته نشده است و به جای پرداختن به امر مبارزه روزمره کارگری نیروی خود را به اقناع و تحمل محفلیستهایی داد که هیچوقت از چارچوب محدود فکری غیرکارگریشان بیرون نیامده وکماکان گرایشات فرقه ای خودرا پیش بردند. جالب است این جا اشارتی هم به برگزاری مراسمهای روزهایی مانند اول ماه مه و هشت مارس شود که  گاهی توسط برخی از آنان درخفا و دور از ا نظار کارگران و زحمت کشان و فقط برای ابراز نیاز مقطعی و آنی محفلی و قد علم کردن درمقابل گرایش جنبشی کارگری و به چالش کشیدن فعالیت آنان برپا می شد و لاغیر.  وآنگهی به علت ندانم کاری تعداد معدودی ازاین افراد در بعضی موارد با وجود سیاست و برنامه کاری مستقل کمیته که از تمام آثار و عملکردش مشهود است ذهنیت را برای تداعی کردنش با جریاناتی فراهم کرده اند که هیچ ربطی به فعالیت جنبشی کمیته ندارند. زیرفشار رفتن کمیته در برخی موارد نشات گرفته از  همین ذهنیت سازی ها بوده که برای جبران این آسیبها کمیته هماهنگی نیاز به زمان دارد. البته بخش اعظم کمیته با وجودگرایش جنبشی کارگری عملا در مقابل دیدگاه محفلی یا درجا زد و یا به نوعی تسلیمش شد. بجاست یادآور شوم که  نبود شناخت قدرت طبقاتی کارگران و عدم اتکا به نیرو و توان جنبش آگاهانه و متشکلشان است که گاهی انسانهای پیشرو را هم متزلزل کرده و یا به بیراه کشانده است. حال درمقایسه واقعی و عینی ، کار و عملکرد محفلی و فرقه ای این افراد را با کارگران و فعالان در سقز ، سنندج و تهران در نظر بگیرید که هر سال مراسم هایی در داخل شهر و با حضور جمعی از کارگران و پیشروانشان برگزار می گردد و تاثیراتش را از فرسنگها درداخل و خارج  بر جای گذاشته و فرامرزی نیز شده  و چهره های ماندگار پیشروان جنبش را برای نسلهای دیگر نیز پرورانیده است. این تجارب به مامی آموزد که جا و مکان فعالیت کارگری درمیان خود آنان است نه درکوه و دره. پس باید سازماندهی را هم برمبنای واقعیتهای عینی و ملموس شکل داد چون رهبران و فعالان واقعی از دل همین مبارزات روزمره کارگری پا به عرصه وجود می گذارند. به خاطر بیاوریم که اگر امروز نکات ضعف فعالان کارگری را برجسته نکنیم وبا آن به مبارزه برنخیزیم و نماید از گرایش غیرکارگری محفلی    فرقه ای و سکت غافل بمانیم که سیستم سرمایه داری که مبتنی بر بازار آزاد است درچهارچوب همین آزادسازی کسب سود و ارزش اضافه در بسیاری موارد با آنان (گرایش محفلی و فرقه ای) سرسازش دارد و زمینه تفاهم آنان نیز با مناسبات سرمایه داری بی شک فراهم است و برای به چالش کشیدن مبارزه ضد سرمایه داری کارگری آنان و تشکلاتشان را با آغوش بازمی پذیرد. هیچ شکی نیست که این طیف با افکارغیرکارگریشان از واردشدن به تشکلات فعالان کارگری برای نایل آمدن به اهدافشان که همانا کسب جایگاه و منزلتی در داخل وخارج است میل و رغبتی به فعالیت کارگری ندارند. اینان با کوچکترین مشکلی از صحنه خارج و با بازشدن فضا و بالارفتن توان جنبش قدعلم کرده با ریا و نیرنگ دوباره به صحنه مبارزه بازمی گردند و بستان کارهم می شوند که گویا با آنان برخوردهای حذفی شده بود وگرنه آنان میدان کارزار طبقاتی را خالی نمی کردند. اما وظیفه فعالان کارگری ایجاد تشکل ومتشکل شدن و اتحاد عمل برای بالابردن ظرفیت وتوان مبارزاتی است که با کمترین هزینه ممکن بیشترین ثمرات را برای جنبش بدست آورند و با تعریفی که از خود ارائه      داده اند(جنبشی فکرکردن وکارجنبشی )گام بس بزرگی درراه ضد سرمایه داری بردارند. اما این به خودی خود کافی نیست بلکه باید از دایره ارتباطات محفلی هم بگریزند و با طبقه کارگرکماکان درارتباط تنگا تنگ و ارگانیک قرارگیرند. نباید بیش ازاین در دام جلسات خسته کننده و مجادلات انفرادی قرارگیرند که هیچ ربطی به فعالیت و فعالین کارگری ندارند. قدم اول درمبارزه و فعالیت کارگری برای هرکس درمیان کارگران و توده زحمت کش خوشنام و مورد اعتمادبودنش است که برعکس این طیف با برخورد قیم مآبانه ایشان از بالا به کارگران، از کمترین محبوبیت درمیان کارگران و حتی اطرافیان خودشان  نیز برخوردار نیستند. فعالین کارگری با تلاش مستمر و مداوم مبارزاتی و فعالیت پیگیرخودشان آن هم نه با بیان و خودمحوری و تظاهر به عملکرد کارگری  بلکه با درایت فکری و عملیش و اثبات عملکرد ضد سرمایه داری برای توده کارگر و زحمت کش به پیشروی مورد اعتماد تبدیل شده و در امر مبارزه طبقاتی مورد اعتمادند و نه با ایجاد دسته جات دوره گرد برای وقت گذرانی که دراین سالها بیشتر مرسوم شده است، بلکه بنا به جایگاه و موقعیتشان در میان کارگران و افکار و فعالیت کارگری و اجتماعیشان  برای نابودی کارمزدی و استثمار ، هر آن چه را درتوان داشته دریغ نورزیده است که به موازات تلاش و فعالیت و دریک پروسه کار عملی و نظری به فعال کارگری تبدیل شده ومی شوند. این فعالین باید ازطرف خود طبقه کارگر به عنوان فعال شناخته شده یعنی در واقع با ارتباطی که با کارگران داشته توانسته باشد برحرکت مبارزاتی آنان تاثیرات مثبت ازخود برجای گذاشته  و به عنوان فعال درمیان آنان جایگاهی داشته باشد درغیر این صورت این نام من درآوردی و به دور از واقعیت هیچ ربطی به فعال کارگری ندارد. حداقل درمیان فعالان نباید پذیرفتنی باشد و باید افشا نمود چنین نگرشی که می خواهد برای رسیدن به اهداف فرقه ای و محفلی خودش ازکارگران به عنوان پله ترقی خود استفاده نماید و همچنین کسانی که با تلاش های بسیارتوانسته اند خود را متشکل کنند نباید تسلیم این توجیهات شوند که گویا اگر به اصطلاح این دوستان که تا به حال خیری هم از آنان به جنبش نرسیده با ما بمانند تا  نکند عدم ارتباط با آنها موجب منفعل شدن و احیانا گرایش آنها به مسیرهای دیگری شود. گویا تا به حال بودن هرکس علی رغم هر نگرشی که داشته ولی چون ازنزدیکان ، دوست، آشنا و رفیق.بودند نیرومحرکه ی کمیته ویا فعالیت کارگری بوده اند. جای بسی تاسف است که دوستان فداکار و فعال درعرصه جنبش کارگری و دیگر جنبشهای اجتماعی بعداز این همه مناقشات باز دورخود بچرخند. اینان که درقدم اول مسیر واقعی حرکت جنبشی کارگری را پیداکرده اند، باید انرژی خودرا صرف پیداکردن راه کارمناسب بنا به درک شرایط و موقعیت مبارزات و اتحاد و سازمان یابی کارگری که درحرکتهای اعتراضی و اتحاد و همبستگی کارگران نقش داشته اندنمایند. باید با کمبودهای خود مبارزه و راهکار موفقیت آمیز را توانمندتر کرده  و با آموزشهای لازم درزمینه های فعالیت نظری و عملی کارگری با حرکت علمی دیالکتیکی به پیش روند. راهکار مناسب از دل فعالیت روزمره کارگری و همگام با یادگیری دانش علمی آن پیدا می شود و باید در همین مسیر به دنبال راهکار گشت.  هرگاه انسان در زندگی روزمره  عادی و سیاسی اش فقط به دنبال داده ها باشد وعملا آنرا درجریان کاریش قرارندهد وچراغ راهنمای خود نگرداند علی رغم هر بینشی که داشته باشد به موجودی بی ثمر تبدیل می شود.

 

پیش به سوی اتحاد و همبستگی جنبش ضدسرمایه داری کارگری

 

شهریور 89 -  عمرمینایی

 

پرونده سازی برعلیه فعالین کارگری چرا ؟

اکنون و در دور جدید سرکوب و اذیت و ازار کارگران و فعالین کارگری و تشکهای  انان ، فاکتوری خود را نمایان و برجسته کرده است که علیرغم داشتن سابقه و اعمال ان در گذشته ، در این دوره از ویژه گی خاصی برخوردار است و آن پرونده سازی علیه کارگران و فعالین کارگری و محکوم کردن آنان به هر شکل ممکن از سوی مقامات امنیتی و قضایی می باشد ! چرا توسل به پرونده سازی و انتساب جرایم غیر واقعی به فعالان کارگری ؟ چرا توسل به نیرنگ و فریب برای محکوم کردن کارگران و فعالان کارگری از سوی مقامات قضایی ؟  چرا ایراد اتهامات حاشیه ای و نامربوط به فعالین کارگری بری محکوم کردنشان ؟

پاسخ این سوال ها  و بسیاری سوال های از این دست را بایستی در حقانیت خواستها و مطالبات طبقه کارگر وتلاش وکوشش بیدریغ و مسئولانه فعالین و تشکل های  کارگری در تحقق امر مبارزه کارگران برای دستیابی به این خواست ها و مطالبات جستجو کرد .

واقعیت این است که امروز دیگر نظام سرمایه داری بیش از پیش با توسل به سبعانه ترین شیوه ها ، حاکمیت ضد انسانی و مناسبات ظالمانه و استثمارگر خود را تداوم می بخشد . چهره کریه و خونبار این نظم وارونه را از جمله در بحرانهای اخیر دامنگیر آن ، می توان مشاهده کرد . اخراج سازیهای وسیع و گسترده و بیکاری میلیونها کارگر در سطح جهان و تحمیل بی حقوقی و استثمار شدیدتر علیه توده های وسیعتری از کارگران و مزدبگیران ، جامعه بشری را با بربریت هر چه هولناک تری مواجه ساخته است.

سرمایه داران و دولتهایشان با تحمیل آوار بار بحران کم سابقه شان بر گرده طبقه کارگر و دیگر محرومان جامعه ، در صدد نجات و برون رفت خود از این بحران و تداوم چرخه استثمار طبقه کارگر و حفظ و تامین ارزش افزائی سرمایه و سود اندوزی هر چه بیشتر برای خودشانند . اما در مقابل این اوضاع ، طبقه کارگر و مردم زحمتکش جامعه در نقاط مختلف جهان با مقاومت و اعتراضات متحدانه خود ، به دفاع از حقوق و مطالبات فردی و اجتماعی خود برخاسته اند .

در این گوشه جهان و مشخصا در ایران ، طبقه کارگر و توده های مردم زحمتکش با مصایب و مشقات بسیار بیشتری روبرو هستند . قوانین و مناسبات استثمارگرانه سرمایه داری ، زندگی و معیشت اکثریت ساکنان جامعه را به تباهی و نیستی کشانده است . در اینجا نیز سالهاست که علیه این اوضاع و تضییع حقوق طبقه کارگر و توده های ستمدیده ، اعتراض و مقاومت در ابعاد و اشکال گوناگون در عرصه های مختلف جامعه در جریان بوده و به حرکت و پیشروی جنبشهای اجتماعی رادیکال و حق طلب دامن زده است . قابل ذکر است  دیر زمانیست که رهبران و فعالین کارگری به ضرورت سازمانیابی و ایجاد تشکل های کارگری برای کسب خواستها و مطالباتشان و دفاع از آنها پی برده و در این راستا دستاوردهای بزرگ و پرارزشی نیز کسب کرده اند و همین امر باعث گشته که سرمایه داران و نهادهای سرکوب متوجه اهمیت قضیه شوند و بساط سرکوبشان را گسترده تر کنند . در این میان جنبش مبارزاتی طبقه کارگر ، علیرغم تمامی ستم ها و سرکوب ها از طرح مطالبات و خواسته های بر حق و انسانی خود عقب ننشسته و ما هر روزه و در نقاط مختلف شاهد برپائی تجمعات اعتراضی کوچک و بزرگ ، اعتصاب و تحصن و دیگر اشکال مبارزه از سوی طبقه کارگر هستیم .

جای بسی خرسندی است که مبارزات سالهای اخیر طبقه کارگر و تشکل های  کارگری به درجه ای از رشد و شکوفایی رسیده که نه تنها حقانیت خواسته ها و مطالبات خود را نزد افکار عمومی ثابت نموده  بلکه به سرمایه داران استثمارگر و حامیانشان نیز تحمیل شده است ولی تمام این مشروعیت و دستاوردها نباید ما را از خطر توطئه های سرمایه داران و حامیانشان غافل کرده و از این طریق دچار خسارات جبران ناپذیری گردیم .

آنان برای استثمار هر چه بیشتر ما کارگران و نگه داشتن سطح معیشت و زندگی ما در سطحی بسیار نازل و غیر انسانی ، از هیچگونه اقدام ضد انسانی رویگردان نیستند . انواع و اقسام تشکلات ضد کارگری و سرکوبگرشان را بوجود اورده و وسعت میدهند ، ضد انسانی ترین لوایح و پیشنهاداتشان را تنظیم و به مجلسشان میبرند و به تصویب میرسانند ، از تمام راههای به اصطلاح قانونی و غیر قانونی برای کسب سود هر چه بیشتر استفاده میکنند ، با کمک پلیس و نیروهای امنیتی و قوه قضاییه انواع و اقسام محدودیتها و اذیت و آزار و زندان و .... را به طبقه کارگر و تشکلات و فعالینش تحمیل میکنند و تمامی این این شگردها و توطیه هایشان را به منظور تداوم بساط جور و ستم و زندگی انگلی شان که اقلیتی اندک بیش نیستند ، و تباهی و سیه روزی هر چه بیشتر را برای ما کارگران و زحمتکشان و دیگر اقشار فرودست جامعه که اکثریت جامعه را تشکیل میدهیم وآفریننده  تمام نعمات و ابزارها و امکانات رفاه جامعه هستیم ، فراهم نمایند . ولی ما به محض اعتراض به این شرایط غیر انسانی زندگی ، به محض افشا کردن توطئه ها و ترفندهایشان ، به محض مطرح کردن خواستها و مطالبات انسانی مان ، به محض اقدام به ایجاد تشکلاتمان برای پیگیری خواستهایمان ، با یورش وحشیانه انان مواجه میشویم و با پرونده سازی و اذیت و آزار و زندان مواجه می شویم .

قطعا و بدون شک دیگر نه نهادها و مراکز تهدید و تحمیق و پرونده سازیهایشان و نه سرکوبگری هایشان ، طبقه کارگر و تشکلات و فعالینش را از ادامه مبارزه عادلانه برای رسیدن به مطالبات و خواسته های انسانیشان باز نخواهد داشت .

خسرو بوکانی

شهریور 89

 

وقتی که قاضی درویشی سازمان جهانی کار را قبول ندارد!

  سازمان جهانی کار به عنوان یکی از ارگان های زیر مجموعه سازمان ملل متحد و یکی از ابزارهای سیستم سرمایه داری جهانی بوده و یقینا می توان گفت که فلسفه وجودی و پدید آورنده این نهاد ، همانا  احساس شدید نظام سرمایه داری و کشورهای عضو این نهاد به این موضوع است که ، استثمار هر چه بیشتر طبقه کارگردر  کشورهای مختلف جهان را   وجهه شرعی داده و جنبه قانونی ببخشد .

از ارکان اصلی و زیربنایی و اصول اساسنامه ای این سازمان همانا دفاع از اصل به غایت ضد کارگری سه جانبه گرایی و اعمال آن می باشد که معمولا و در اغلب موارد به نفع دولت ها و کارفرمایان و به ضرر کارگران عمل کرده و حق و حقوق و مطالبات کارگران را پایمال کرده و از این طریق ضمن گرفتن ژست قانونمداری و دفاع مشروع از حقوق طبقه کارگر، در واقع به استثمار هر چه بیشتر طبقه کارگر کمک کرده و جنبه قانونی به آن داده و هر چه بیشتر به پایمال کردن حقوق و خواستها و مطالبات طبقه کارگر دامن می زند .

علیرغم زیر بنای فکری و اساسنامه ای سازمان جهانی کار و عملکرد آن به عنوان یار کمکی و مکمل دیگر نهادهای استثمارگر جهانی نظیر صندوق بین المللی پول و بانک جهانی و .... در اثر فداکاری ها و مبارزات پیگیر و حق طلبانه و فشار طبقه کارگر در کشورهای مختلف جهان ، این سازمان بر خلاف میل باطنی خود مجبور به گنجاندن یک سری قرار و مقاوله نامه اجرایی در ساختار اجرایی خود گردیده .

از جمله این مقاوله نامه ها می توان به مقاوله نامه های 87 و 98 این سازمان اشاره کرد که درآنها صراحتا قید شده:  هیچکدام از کشورهای عضو سازمان جهانی کار حق کارشکنی و یا مانع تراشی و سد کردن راه بوجود آمدن و ادامه فعالیت سندیکاها ، اتحادیه ها ، شوراها و تشکلات کارگری را ندارند و حتی از این هم فراتر رفته و کشورهای عضو را موظف می سازد که باید راه را برای فعالیت های اتحادیه ای و کارگری باز کرده و تشکلات آنان را به ثبت رسانده و مجوز قانونی برای آنان صادر کنند . قابل ذکر است که این قرارها و مقاوله نامه ها لازم الاجرا هستند .

و اما تا اینجای کار روی مجازی و ظاهری سکه است وآن روی سکه که واقعیات را بیشتر نمایان می سازد ، نحوه برخورد دولت ها و سازمان های مختلف سرمایه داری به این قضیه و سکوت سازمان جهانی کار در مقابل آنهاست .

واقعیت این است که بر اساس شواهد تاریخی در هر کجای دنیا ،سیستم سرمایه داری اگر امتیازی به طبقه کارگر واگذار کرده ، از سر ناچاری و اجبار و دراثر مبارزات فداکارانه و متشکل طبقه کارگر و دیگر تهیدستان جامعه بوده است و یا اینکه جنبه نیرنگ و فریبکارانه داشته است و هر کجای کار به اقتضای شرایط اگر توانسته این امتیازات را پس گرفته و یا در صدد باز پس گیری آن بوده است .

جمهوری اسلامی به عنوان یکی از اعضای سازمان جهانی کار، متعهد و موظف به اجرای تصمیمات و قرارها و مقاوله نامه های این سازمان می باشد . ولی این تعهد و التزام تا جایی برای مقامات و قوه قضاییه لازم الاجرا است که منافع سرمایه دار و کارفرما را خدشه دار نکرده تا جاده صاف و آسفالته استثمار طبقه کارگر همچنان صاف و بدون دست انداز باقی بماند و بر همین اساس است که هر گونه ندای حق طلبانه و خواست و مطالبات کارگران و فعالین کارگری را با خشونت و دستگیری و زندان و اذیت وآزار پاسخ میدهد و در همین راستاست که قاضی درویشی رییس شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی ارومیه در جریان برگزاری جلسه دادگاه اینجانب با اعلام اینکه " ما اصلا سازمان جهانی کار را قبول نداریم " به دفاع از سرکوب فعالین و تشکلات کارگری برخاسته و حکم محکومیت اینجانب را به عنوان فعال کارگری و عضو کمیته هماهنگی صادر می کند .

آیا در جاهایی که همین سازمان جهانی کار به تطهیر شما و ارائه کمک های مختلف به حکومت ها و نهادهای ضد کارگری و استثمارگر اقدام می کند ، باز به کتمان آن پرداخته و آنرا رد می کنید یا با آغوش باز و گشاده رویی به استقبال ان رفته و مصوباتش را اجرا می کنید ؟ قطعا این سیاست یک بام و دو هوا در جهت خشنودی سرمایه داران استثمارگر می باشد و جز این هم از حامیان سرمایه انتظار نمیرود .

اگر سرمایه داران و کارفرمایان استثمارگر و حامیان آنان با در دست داشتن مکانیزم های قدرت و سرکوب و اذیت و آزار کارگران و فعالین کارگری ، در صدد جلوگیری از سازمانیابی ومتشکل شدن آنان برای دفاع از خواست و مطالبات انسانی شان هستند ، قطعا طبقه کارگر و فعالین آن با اتکا به نیروی خود از تشکلات خود دفاع کرده و راه آنان را برای استثمار مسدود خواهند کرد .

                                                                                            

  خسرو بوکانی

  شهریور ۸۹


حکم 2سال زندان تعزیری خسروبوکانی ازفعالین کارگری وعضوهیات اجرایی کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری ازطرف شعبه ۱۰دادگاه تجدید نظرارومیه به شماره پرونده کلاسه  ۸۸۰۹۹۸۴۴۴۷۵۰۰۷۲۰، دادنامه شماره ۸۹۰۹۹۷۴۴۱۴۴۰۰۵۷۶ تایید گردید و به وی ابلاغ شد.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری ضمن محکومیت زندان برای این فعال کارگری، خواستار پایان دادن فشار بر کارگران و فعالین کارگری می باشد. 

 

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری


۳۱ مرداد  ۸۹

www.khamahangi.com

 

www.komitteyehamahangi.blogfa.com

 

چرا باید سرمایه داران و حافظان آنها کارگران و فعالین کارگری را به خاطر دفاع از ابتدایی ترین حقوق انسانی خود دستگیر و زندانی کنند؟ امروزه ایجاد تشکل یکی از بدیهی ترین حقوق مسلم ما کارگران در سرتاسر جهان است و ما حق خود می­دانیم تشکل­های مستقل خود را ایجاد کنیم.

این در حالی است که مقاوله نامه های ۸۷ و ۹۸ در سازمان جهانی کار در رابطه با ایجاد تشکل های مستقل کارگری می باشد و ایران نیز آن را امضاء نموده  است. با وجود  این، سرمایه داری و مدافعان همه جا در مقابل این مطالبه بر حق ما کارگران مانع ایجاد کرده و عضویت در تشکل­های کارگری جرم محسوب می شود و به همین دلیل کارگران را دستگیر، شکنجه و زندانی می­کنند. ما جمعی از کارگران و فعالین کارگری، خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط همه کارگران زندانی بوده و خواهان لغو احکام صادره علیه فعالین کارگری می باشیم. ما از تمامی کارگران و تشکل های مستقل کارگری در سراسر جهان می­خواهیم که برای آزادی فوری و بی­قید و شرط کارگران زندانی در ایران، به هر شیوه ممکن ولازم اقدام نمایند و از ادامه دستگیری کارگران و فعالین کارگری جلوگیری به عمل آورند.

جمعی از کارگران و فعالین کارگری شهر سنندج

۲۷ تیر ۱۳۸۹

               


از طرف خانواده محمود صالحی و دوستان وی، از طریق سایت  "کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری " نوشته ای انتشار می یابد:  وضعیت جسمانی محمود صالحی به خاطر بیماری  کلیه وخیم است. طلب کمک  به هر طریق ممکن؛ خبر بسیار ساده و پر از احساس و عا طفه است. آنچه مسلم است آن متن از طرف خانواده ی او براثر شرایط  جسمانی وخیم محمود صادر شده و قطعا خالی از اشکال نمی باشد و مانند ده ها نوشته دیگر می تواند مورد نقد و ارزیابی خاص خود قرار گیرد.

زوزه کشان فرصت طلب

 انتشارنوشته دوستان و خانواده محمود، زخم کینه و نفرت افرادی را بر انگیخت که مدت ها بود در کمین نشسته بودند تا درفرصتی مناسب  با به سخره گرفتن فعالین کارگری و جنبش کارگری در ایران، دلی از عزا به درآورند، تا شاید بتوانند به این وسیله به خود ارضائی و نا کا می های خود غلبه کنند.

آن نوشته دست مایه افراد ی قرار گرفت که به طور اثباتی ربطی به جنبش کارگر ی ندارند. اما آنچه مایه تاسف است، روند روز افزون خرده گیرهای به دور از منافع طبقاتی است  که هم چنان  اشخاصی فارغ از طبقه تنها بر اساس یک دید کینه توزانه و در تقابل با دیگران  و گل آلود کردن آب، در صدد مطرح کردن و تئوریزه کردن نظرات آبکی خود هستند تا شاید بتوانند با بیان به اصطلاح نظرات، حضور خود در جنبش کارگری را به اثبات برسانند. صد البته جنبش کارگری  دید گاه های مختلفی را در خود جای داده است ودلیل این مدعا حضورگرایشات غیر طبقاتی، رفرمیستی، سندیکالیستی و...  است که دریافت کمک مالی ازهر مرکز را شایسته و به نفع کارگران دانسته و آن حضرات تا جائی پیش رفته اند که دریافت کمک مالی از سولیداریتی را نه تنها خطری برای جنبش کارگران ندانسته اند، بلکه بیان آن خطر را، اتهام پلیسی قلم داد کردند!!. صد عجب ازکرامات شیخ ما، که خرید یک کلیه، نه برای نجات جان یک انسان، "شاید برای یک کباب قلوه "  خطرش برای جنبش کارگری بیشتراز در یافت کمک مالی از بنیاد دموکراسی آمریکا است؟؟!!.

شما کجا ایستاده اید؟

شما زندگی واقعی و شرایط زیست خود را فراموش کرده اید- یا بهتر است بگوئیم خود را به کوچه علی چپ زده اید- و گویی در جامعه ای به دور از کار مزدی زندگی می کنید و تمامی مناسبات و مقرارت را بدون چون و چرا اجرا می نمائید و احساس شما این است  که هر آنچه را که اجرا می کنید دستورات حاکمیت شورا ئی کارگران  و کمو نارد های قهرمان است و بس.

اما قطعا این گونه نیست، شما هم تحت حاکمیت و مناسبت سر مایه داری زندگی می کنید، حاکمیتی که شما را وا می دارد برای درمان بیماری، پولی پرداخت کنید، به قوانین پلیس -این حامیان سر مایه-  احترام بگذارید، برای پذیرش و اقامه در کشورمورد نظرکیس ها ی آنچنانی تهیه وقوانین پناهندگی را ارج نهید و بدون اجازه پلیس دست به تجمع نزنید.

فعالین کارگری را مورد سرزنش قرار می دهید که گویا ارتباطی با طبقه کارگر ندارند و با گذشت بیش از چند سال کمیته ها ی مربوطه حتی نتوانسته اند به ابتدائی ترین خواست خود دست یابند. طرح این مسئله تا آنجا درست است که به عنوان یک سوال مطرح شود، نه "عربده" کشی، که در این صورت، باید مدعیان جنبش کارگری جواب خود را برای سوال مطرح شده داشته باشند. درجنبش کارگری ایران فعالین و تشکل ها،  تاکتیک های خود را متناظر با استراتژی طبقاتی، تعریف کرده اند و هر تشکل و فعال کارگری، نظرات خاص خود را در این مورد دارد و سطح جنبش کارگری را برآن اساس تعریف می کنند. اما با این وجود همه در تلاش و درصدد پیوند طبقاتی بوده و هستند تا جائی که به خاطرایجاد این ارتباط، ده ها پیشرو کارگری از محل کار خود اخراج، مورد تهدید و تعقیب و زندان قرار گرفته اند، اما این کار از طرف فعالین کارگری تعطیل بر دار نبوده و نیست.

 طبقه کارگر یک طبقه جهانی است، به این اعتبار این سوال هم از طرف فعالین کارگری در داخل می تواند مطرح شود آنهائی که فعالین و تشکل های داخل ایران را مورد سوال قرار می دهند ودر شرایطی کاملا متفاوت با جامعه ما زندگی می کنند و مدعی پر چمداری مبارزات انترناسیو نالیستی طبقه کارگر هستند و نا گفته پیداست که اینان خود را از نظریه پردازان طبقه به شمارمی آورند، و آنقدر نکته سنج هستند که با تیز بینی به "بد عت "های غیر کارگری وسواس نشان می دهند؛ تلاش شما برا ی پیوند با طبقه کارگر کشور مورد اقامت تان چگونه بوده است؟ آیا تمامی نسخه هایی را که برا ی جنبش کارگری ایران می پیچید را درحد تنها چند درصد ناچیز، به اجرا در آورده اید؟ آیا توانسته اید با توجه به اختلاف فاحشی از هر حیث که مابین مناسبات و شرایط آزادی عمل شما و فعالین کارگری در داخل وجود  دارد به دستاورد ها ی طبقاتی نایل شوید و توانسته اید شعار انترناسیونالیسم پرولتری را جامه عمل بپوشانید؟ کدام اعتراض کارگر ی را بر اساس لغو کار مزدی سازماندهی کرده اید ،آیا اصلا شما با کارگران در ارتباط هستید؟؟

 مخالفت با " نخبه " و" الیت "  یعنی باور به حضور طبقه کارگر،  یعنی باید باور داشت بدون حضور طبقه کارگر هیچ تغییری ممکن نیست، هیچ سازمان و گروه و دسته ای بدون حضور کمی و کیفی طبقه کارگر نمی تواند مدعی پرچمداری مبارزات کارگری شود. پیشروان و فعالین واقعی کارگری که باور به حضور طبقه درساز ماندهی طبقاتی دارند، امروز بیشترازهرزمان دیگری مورد هجوم و پرگوئی همه جانبه قرارگرفته اند. و بی دلیل نیست که امروزمحمد قراگوزلو به دلیل بیان نظرات کاملا طبقاتی خود، به لیست نفرین شدگان اضافه شده، به هربهانه ای باید بر وی بتازند تا شاید با تهمت وافترا وی را از ریل مبارزات طبقاتی خارج نمایند.

 به هرنسبت جنبش کارگری، طبقاتی و رادیکالیسم درون جنبش ژرف تر وعمیق تر گردد، از یک سو کینه زوزه کشان بیشتر خواهد شد ودیگرآن که، صداقت و باور فعالین واقعی جنبش کارگری بیشتر نمایان خواهد شد.

 

بهزاد سهرابی . کارگر اخراجی 

23 تیر ماه 1389

Sohrabi_b1343@yahoo.com


روز سه شنبه ۲۲/4/۸۹  پدرام نصرالهی به همراه وکیلش آقای  عباس جما لی به اتهام تبلیغ علیه نظام وعضویت در کمیته هماهنگی وشورای زنان در شعبه یک دادگاه انقلاب ،  توسط قاضی بابایی  دادگاهی شد . وکیل وی  به دفاع از او پرداخت واتهامات واهی علیه موکلش را رد کرد .

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

23  تیر1389

www.khamahangi.com

www.komitteyehamahangi.blogfa.com

komite.hamahangi@gmail.com

 

 

بنابر خبر رسیده  روز پنج شنبه ۱۷/۴/۸۹ پدرام نصرالهی  فعال کارگری و عضو کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری به اداره اطلاعات سنندج  احضار شد و بعد از چند ساعت بازجویی او را آزاد کردند این در حالی است که نامبرده  در تاریخ   ۸۹/۳/۳۰ توسط نیرو های امنیتی دستگیر و پس از گذراندن  حدود دو هفته بازداشت در  زندان در روز  دوشنبه ۱۲/۴/۸۹  از زندان ازاد شد. قابل ذکر است که پدرام نصر الهی در تاریخ   ۲۱/۸/۸۸ در اعتراض  به اعدام احسان فتاحیان در سه راه نمکی دستگیر شد که در دادگاه اولیه وی  به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شد که در اعتراض به حکم در دادگاه تجدید نظر، ۶ ماه حبس به پرداخت  مبلغ یک ملیون تومان  تبدیل شد . طبق گفته ایشان  قرار است در تاریخ ۲۲تیر ۸۹ پدرام  به دلیل عضویت در کمیته هماهنگی وشورای زنان محاکمه شود.

 

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

۱۸ تیر۱۳۸۹

www.khamahangi.com

www.komitteyehamahangi.blogfa.com

komite.hamahangi@gmail.com

 







برگزاری مراسم سالگرد زنده یاد مازیار بلوری(خالد)  در شهرستان مهاباد


 امروز چهارشنبه 89/4/16 مصادف با سالگرد جانباختن رفیق آگاه و مبارز،  مازیار بلوری ،    مراسمی بر سر مزار این عزیزبزرگوار  برگزارگردید .  همچنین  این مراسم مصادف شد با  گرامی  داشت یاد و خاطره مادر دلسوزش ، حلیمه آقایی .

روز شنبه 13 تیر ماه 1388، مازیار بلوری (خالد) عضو کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری همرا با دو نفر دیگر از کارگران در حین کار ساختمانی در شهر اربیل کردستان عراق، بر اثر نبود ایمنی از چوب بست ساختمان سقوط کردند که مازیار بلوری بر اثر جراحت وارده بعد از چهار روز دست و پنجه نرم کردن با مرگ ، سرانجام در ساعت 5 بعد از ظهر روز سه ‌شنبه مورخ ۱۶/4/۸۸  جان خود را از دست داد.

در این مراسم جمعی از فعالین کارگری همراه با خانواده و دوستان این عزیز جانباخته بر سر مزار گرد آمدند و مراسمی به این مناسبت برای تجدید عهد و پیمان با آرمانهای انسانی آنان ادا کردند .  در این مراسم یک دقیق سکوت به احترام این عزیزان اعلام شد و بعد از آن یکی از اعضای کمیته هماهنگی در مورد خصوصیات برجسته  رفیق خالد و روحیه فداکا رانه و دلسوز وی و همچنین  جایگاه و تاثیر او بر دوستان و اطرافیانش  سخنانی ایراد کرد .  

یادش گرامی